خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

565

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

علاوه بر اين ، جدلى بايد بتواند در نقض هر مقدمه‌اى كه از مقدمات تا آن‌جا كه ممكن است مقاومت نموده و در اين راه تلاش نمايد . تا در اثبات اوضاع متقابل مهارت كسب كند . نيز بايد بر وجوه دورى و تحرز از ابطال سخن خود آگاه باشد . و بايد بتواند ميان افضل متقابلين و اخس آن‌ها تميز و جدايى قائل شود تا در وقت حاجت از يكى از آن‌دو استفاده نموده و از ديگرى دورى جويد . جدلى بايد مسائل مختلف و راه‌هاى نصرت هر وضعى را حفظ كند . علاوه بر اين بايد از حدود اصول و مبادى صناعتى كه در آن بحث مىكند دقيقا و به نيكى آگاه باشد . زيرا چنان‌كه گفته‌ايم برخى قياس‌ها از آن‌ها منشعب مىشوند . همچنين جدلى بايد قادر باشد كه به طريق قسمت ، تصاريف ، نظاير ، امثال ، تحليل حدود و قياس‌ها ، اقوال بسيار را از يك قول به دست آورد . و اين توانايى را داشته باشد كه براى استقرا قادر به اسناد جزئيات به حكم عام بوده و بتواند قوانين را ضبط كند ، اگرچه ايراد عام دشوارتر باشد . سائل در هنگام جدل بايد بكوشد حكم مورد نظر خود را تعليم بخشيده و مجيب بايد تلاش كند كه آن را تخصيص دهد ، زيرا به هر مقدار كه حكم مسلّم ، عام‌تر باشد براى سائل بهتر بوده و هرچه خاص‌تر باشد براى مجيب بهتر است . و اين بدان جهت است كه قياس ، فعل سائل بوده و مقاومت فعل مجيب است . يكى ديگر از افعال مجيب ، معارضه است و اين بدان معنى است كه مجيب قياسى ايراد كند كه جديد بوده و وضع او را كمك كرده و به محاذات قياس سائل باشد و نيز وضع سائل را ابطال كند . استعمال اين قياس هنگامى است كه مجيب عاجز از مقاومت است و دليل ضعف اوست . در صورتى كه مجيب نتواند در مقابل قياس سائل مقاومت نموده و با آن معارضه مىكند ، سائل مىتواند به معارضهء او التفات نكند . كار ديگر مجيب آن است كه مناقضه كند يعنى استقراى مجيب را ابطال كند . و كار ديگر وى تكذيب كبراى قياس سائل است . قياس و معارضه از كثرت آغاز شده و به وحدت مىانجامد ، اما مناقضه و مقاومت برعكس بوده و وحدت را به كثرت ملحق مىكند ، يعنى جزئيات كلىاى كه مورد نقض قرار گرفته‌اند ، داراى احكام مختلفى خواهند شد . مقاومت مقتضى آن است كه واحد