خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

534

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

8 - و نيز نمىشايد فعلى از افعال نوع باشد ، مانند تبريد ( سرد كردن ) براى آب . 9 - و نيز نمىشايد خواص آن باشد ، مانند حال مثلث ، براى مثلث . 10 - و نبايد عوارض آن باشد ، مانند آبى و زمينى براى حيوان . زيرا تمام اين موارد از تقوم نوع است . 11 - هر فصلى بايد تحت جنسى ، داراى قسمى باشد ، خواه آن قسم محصل باشد ، مانند مفرق بصر نسبت به جامع بصر ، يا غير محصل ، مانند غيرناطق نسبت به ناطق . فصل نبايد عدمى باشد ، مگر آن‌كه جنس هم عدمى باشد . در مورد فصل عدمى قبلا سخن گفته‌ايم . و اما جنس عدمى ، از أعلام است ، مانند سكون كه جنسش عدم حركت است . و اين جنس مىتواند مقارن دو فصل باشد : يكى قوت حركت و ديگرى لاقوت آن . نخستين فصل ، سكون بوده و دومين فصل ، ثبات است . 12 - فصل بايد خاص جواب « اىّ » باشد ، گرچه به وجهى مشارك جنس در جواب « ماهو » است و به وجهى ديگر جنس در جواب از « ماهو » اولويت دارد . اين موضوع نيز پيش از اين ذكر شد . در اين‌جا بحث پيرامون مواضع اين باب به پايان مىرسد . ناگفته نماند كه در بهرى از اين مواضع ، حدود نيز مشاركت دارند . فصل چهارم : مواضع خاصه چنان‌كه گفته‌ايم ، « خاصه » در باب جدل شامل خواص مفرد ، مركب و رسوم مىشود . شرايط خاصه دوگونه است : شرطهاى عامى كه براى همهء خاصه‌هاست و شرطى كه فقط مخصوص رسم است و آن را شرط جودت خاصه مىنامند . شرايط عمومى همهء خاصه‌ها عبارت‌اند از : 1 - خاصه براى موضوع دائمى باشد 2 - خاصه مساوى موضوع در انعكاس باشد . و شرط ويژهء رسم آن است كه رسم معروف‌تر از موضوع باشد تا تعريف موضوع به آن ، ممكن باشد . بعضى از مواضع اين باب بدين اعتبار مورد بحث قرار گرفته كه آن‌چه به جاى خاصه ايراد كرده‌اند آيا خاصه هست يا نه ؟ و برخى ديگر به اعتبار جودت خاصه بوده ، و بعضى هم برحسب قوانين مشترك است . اين مواضع به قرار ذيل‌اند :