خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
526
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
است ( مانند صحت ) بهتر است از آنچه فقط در حالى مطلوب است ، ( مانند خوردن ) . 20 - هر امرى كه با وجودش به امرى ديگرى نياز نباشد بهتر است از امرى كه اينگونه نيست ( مانند وجود عدالت و شجاعت در همهء مردم ) . 21 - هرچه كه مردم رغبت بيشترى به حصول آن داشته يا از فسادش بيشتر دورى مىكنند ، بهتر است . 22 - هر امرى كه مورد پسند دوستان است بهتر از امرى است كه مورد پسند غيردوستان بوده يا دوستان آن را نمىپسندند . 23 - هر امرى كه در ارتباط با آن فعل ديگرى مورد انكار قرار مىگيرد بهتر از آن فعل است ، مانند تقوى و محبت لذت . 24 - هر امرى كه فعلى خاص خود از آن سر مىزند بهتر از امرى است كه فعلى مربوط به غير از او صادر مىشود مثلا انسان عاقل بهتر از انسان شجاع است ، زيرا عقل خاص انسان بوده اما شجاعت اينگونه نيست . 25 - آنچه شبيه به بهتر باشد ، بهتر از آنچه شبيه به غير بهتر است . اين موضع مشهورى ضعيف است . و مىتوان اينگونه آن را مورد عناد و عدم پذيرش قرار داد كه استر باوجود اينكه شبيه به خر است بهتر از ميمون است كه شبيه انسان مىباشد . پس بايد اين حكم را اينگونه مقيد نمود كه : « در امرى كه شبيه است ، بهتر است » . بايد دانست كه در بعضى مواضع آثر ، مقتضى گزينش خود همان امر است ، مثلا : چون انفع پسنديدهتر است ، نفع پسنديده است . و اگر هردو متساوى باشند و مرجحى مقتضى ترجيح يك طرف باشد ، آن مرجّح هم پسنديده خواهد بود ، مانند : خير به طبع بهتر از خير به غيرطبع است ، پس وجود طبع بهتر از عدم آن خواهد بود . اگر بخواهيم مىتوانيم در اين مواضع آثر را تبديل به ازيد ( زيادتر ) عامتر كنيم . مثلا مىگوييم : آنچه به طبع مقتضى حالى است ، بيشتر است از آنچه به غيرطبع مقتضى حالى است . و سبب عموم اين است كه آثر ، در حال ايثار ، ازيد است و حال مطلق از حال ايثار تنها عامتر مىباشد . استعمال مواضع مشتركى كه در باب اثبات و ابطال ذكر شده بود ، در اين باب چنان است كه در متقابلات گفته مىشود : هرگاه اين سخن مشهور است كه : « اگر همهء لذت خير