خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

524

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

( مانند بخت نيك ) بهتر است و در طرف شر بالعكس است يعنى بىكفايتى بدتر از بخت بد است . 7 - آن‌چه گزيدهء مطلق است ( مانند صحت ) از آن‌چه سبب عذر يا حالى برگزيده مىشود ، يعنى اگر آن عذر و حال نبود آن را نمىخواستند ، بهتر است مانند مرضى كه نفعى را جذب كند ، يا مانند علاج اين موضع مانند آن است كه گفته مىشود : گزيدهء بالذات ( مانند علم ) بهتر از گزيدهء بالعرض ( مانند كتاب ) است . 8 - سبب مطلوب بالذات ( مانند چراغ نسبت به نور ) بهتر است از سبب مطلوب بالعرض ( مانند آينهء روشن كه از راه انعكاس نور مىدهد ) اين موضع علمى است . 9 - آن‌چه براى اشرف است از آن‌چه براى اخس است « بهتر » است . اين موضع در صورتى علمى خواهد بود كه اين‌گونه گفته شود : آن‌چه اشرف به وسيلهء آن شريف است . . . زيرا مثلا ريش مردان بهتر از شجاعت شير نيست . نكتهء ديگر اين‌كه در اين موضع به جاى « آثر » بايد گفت : « برتر » ، زيرا چه‌بسا كه مورد برترى امرى باشد كه اختيار را در آن راهى نيست . 10 - آن‌چه برحسب اقدميت باشد ( صحت كه برحسب مزاج است ) بهتر است از آن‌چه برحسب غير اقدم است . ( مانند جمال كه برحسب تناسب اعضا است . همچنين است آن‌چه كه متعلق به اشرف مىباشد ) مانند صحت نبض نسبت به نيكى وجودت هضم . 11 - آن‌چه به نفس خود غايت مىباشد بهتر است از آن‌چه فاعل غايتى ديگر مىباشد . اين موضع مشهور است ، زيرا مثلا ، صحت نزد جمهور مردم غايت بوده اما فضيلت سبب سعادت است و در حقيقت بهتر از صحت است . در اين‌جا بحث ديگرى كه مرتبط با اين بحث مىباشد اين است كه از آن‌جا كه غايت افضل بر غايت غير افضل برترى داشته و اين برترى بيش از فضل غايت غير افضل بر فاعلش است ، بنابراين فاعل غايت افضل از خود غايت غيرافضل ، فاضل‌تر و برتر است . مثلا از آن‌جا كه فضل و برترى سعادت نسبت به صحت ، بيش از فضل صحت بر مصح است ، بنابراين فضيلت بهتر از صحت است . زيرا نسبت غايت با غايت همان نسبت فاعل با فاعل است . بنابراين فضل فضيلت بر مصح - كه مساوى فضل سعادت بر صحت