خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
522
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
يا عدم حصول تمام شرايط نداريم ، نمىتوانيم به وجوب و امتناع حكم كنيم . پس در اين جا طرفى را كه ميل نفس بدان بيشتر است اولى مىگويند . همچنين ممكن است مقصود از اوليت ، ترجيح در معنى ديگرى باشد كه در ذكر مقارن معنى اول است ، مثلا مىگويند : افادهء نور از آفتاب اولى به چراغ است . چنانكه ممكن است اولويت به اعتبار وقوع باشد ، مانند اينكه گفته مىشود . اگر قرض گزارده شود اولى است . و معنى اين سخن آن است كه اگر اين طرف واقع شده و اتفاق بيفتد بهتر است . و ممكن است اولويت به اعتبار جميل باشد ، مانند اين قضيه : گزاردن قرض اولى است يعنى جميلتر است . اولويت در همهء مقولات قرار مىگيرد : در جوهر ، مانند : صورت و نوع به جوهريت اولى از ماده و جنس هستند ، و اين اولويت به اعتبار سبقت در وجود است و الا همهء جواهر در جوهريت متساوى هستند . اولويت در كم مانند بزرگتر و بيشتر . همچنين اولويت در كيف ، فعل و انفعال كه مقولات قابل شدت و ضعف هستند ظاهر است . اولويت در أين ، مانند : آتش از هوا بلندتر است . اولويت در متى ، مانند : نوح ( ع ) پيشتر از ابراهيم ( ع ) است . اولويت در وضع ، مانند : فلك در اقليم دوم مايلتر از فلك در اقليم اول است . اولويت در ملك ، مانند : سپر براى دفع ، بهتر از زره است . در اين مباحث گاه ممكن است دو موضوع باشند مانند : شجاعت گزيدهتر است يا عفت ؟ و گاه ممكن است دو محمول باشد ، مانند : فضيلت نظرىتر است يا عملىتر ؟ و اين معنى به معنى نخست بازمىگردد . همچنين گاه ممكن است دو موضوع و دو محمول باشند ، مانند : شير در سفيدى بيشتر از كلاغ در سياهى است . و نيز ممكن است موضوع در هردو يا در يكى ، به صورت دوتايى ( مثنّى ) باشد مثلا : حكمت با شجاعت بهتر از حكمت با عفت است ، كه در اين مثال ، جزئى از موضوع تكرار شده است . و يا اين مثال : فقر با حكمت بهتر از توانگرى با صحت است ، كه در اين مثال تكرارى وجود ندارد . همچنين ممكن است محمول نيز به صورت مثنى باشد ، مانند : حكمت و عدالت در دين و دنيا نافعتر از حكمت و شجاعت است . اكنون پس از تقرير اين معانى به تفصيل مواضع اين باب را مطرح مىكنيم . قبل از بيان اين مواضع بايد گفت به اين مواضع در امورى كه تفاوت ميان آنها پوشيده و پنهان است ،