خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

489

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

الف - صاحب اين صناعت مىتواند در اكتساب مقدمات تمرين نموده و در هر بابى مقدماتى را كه از نظر كميّت ، زياد و از نظر كيفيت پسنديده هستند ، ايراد نمايد و به راحتى خواهد توانست بر هر مطلب علمى و غيرعلمى ، اقامه حجت كند . ب - به كمك اين صناعت ، مىتوان از مقدماتى كه هردو طرف نقيض در آن‌ها منتج است ، تحصيل حق نموده و طرف ديگر را باطل نمود همچنين مىتوان با تفحص و جست‌وجو در خواص و اعراض ، به فصول مختلف دست يافت . ج - از آن‌جا كه آگاهى از امور مقابل و مشارك يك امر ، باعث ازدياد بصيرت و آگاهى در امور مىشود و مقتضى تميّز خواهد بود ، بنابراين دقت و نظر در مواد و صور جدلى ، در باب برهان نيز نافع بوده و با نظر در مقدمات اعم مىتوان برهانى و غيربرهانى را از هم تميز داد . د - از آن‌جا كه متعلم و دانشجو نمىتواند در علمى كه براى تعليم آن آغاز نموده ، مصادرات را تحقيق كند ( و در هر علمى مصادراتى وجود دارد كه بايد در علوم ديگر آن‌ها را اثبات نمود ) و ممكن است جهل او به آن امور باعث تنفر وى شده و او از آن علم محروم شود ، مىتوان به وسيلهء مقدمات جدلى ، آن وحشت و تنفر را از بين برد زيرا مقدمات جدلى مفيد تصديق هستند ، و بنابراين طالب علم در تحصيل آن تلاش مىكند و به مرحله‌اى مىرسد كه در مورد مصادرات هم تحقيق و پژوهش نمايد . ه - جدل براى كسى كه طالب غلبه بر طرف مقابل خود است نيز نافع است . از آن‌جا كه هدف از جدل ، الزام غير ، حتما مشتمل بر نزاع است . در اغلب احوال ، در جدل نياز به نوعى عناد و حيله وجود دارد به ويژه در موردى كه رأى نافع ، به صورت مطلق حق نباشد و نياز به ايراد مشهوراتى كه منتج آن رأى بوده و دفع مشهورات و صادقاتى كه منتج مقابل آن رأى است وجود خواهد داشت . همچنين در موردى كه رأى نافع حق بوده اما به سبب آن‌كه ادراك جمهور از فهم آن به وسيلهء برهان عاجز است ، بايد براى يارى نمودن آن رأى ، حيله و فريبى به كار برد . و به گونه‌اى از لجاج نياز خواهد بود . لفظ « جدل » از نظر لغت ، مبنى بر نزاعى قولى است مشتمل بر تسلطى كه قوت سخن ، مقتضى الزام است ، و همراه استعمال آن ، قوت و حيله‌اى كه مقدار كمى از عدل صرف و انصاف مطلق خارج است ، به كار مىرود و اين رسم را بر اين صناعت قرار