خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
471
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
بگيريم ( نه از آن جهت كه فصل باعث تخصيص جنس مىشود ) به اعتبارى ديگر فصل از نوع عامتر است . مثلا ناطق به صورت مطلق مىتواند شامل نفوس و عقول فلكى نيز بشود ، اما اگر آن را مقيّد كنند فقط شامل انسان است . بنابراين فقط ناطقى كه فصل حيوان است مساوى نوع است ، نه ناطق به صورت مطلق . حصهء جنس نيز چنين است . مثال ديگر : انقسام به دو متساوى عامتر از زوج است ، اما هرگاه مقيد به عدد شود ، فصل زوج يا ماهيت زوجيت است . اگر اين شرط ، صحيح باشد ، بعضى از خواص نيز همين حكم را دارد . اينها ، بعضى از اوصاف فصول بود كه منطقيان ذكر نمودهاند . در مواضع جدلى ، حال هريك و باقى احوال فصول معلوم مىشود . در پايان اين فصل ، يك بحث مهم از مباحث فصول را مطرح مىنماييم سؤالى به اين گونه مطرح مىشود : آيا فصول از محمولات اعم بوده يا داخل در محمولات اعم است ، اگر از محمولات اعم باشد ، اجناس عالى خواهند بود . و اگر داخل در محمولات اعم باشد ، بنابراين جدايى و تخصيص فصل از جنس مطلق ، به وسيلهء فصل ديگرى بوده و اين سخن مستلزم تسلسل است . حل اين اشكال بدين قرار است كه اگر فصول از محمولات اعم باشند ، لازم نيست كه اجناس عاليه باشند زيرا اعراض ذاتى اجناس عاليه ، همه از محمولات اعم هستند ، امور عام ( مانند وجوب ، وجود ، وحدت ) نيز از محمولات عاماند . علاوهبر اين اگرچه جنس عالى خود فصل نيست ، مبدأ فصل جنسى ديگر مىتواند باشد . و اگر فصل داخل در اجناس عالى باشد ، لازم نيست كه امتياز آن به فصلى ديگر باشد . توضيح آنكه امتياز به فصل ، خاص نوع است زيرا نوع با فصل ، از جنس متمايز مىشود . اما نوع به وسيلهء جنس ، از فصل جدا شده ، و امتياز جنس از فصل ، به ذات است . امتياز عوارض از معروضات نيز اينگونه است . بنابراين هرچه كه به صورت نوع در جنس داخل نباشد ، براى امتياز و جدايى نيازمند فصل نيست . گرچه مبادى فصول - مانند نطق و حس - ممكن است از انواع اجناس عاليه باشند - البته به شرطى كه در تحت آن جنسى باشند كه مقسم آن مىشوند - اما هرگاه آنها ،