خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

437

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اين صورت ، خاص جزء عام است زيرا موضوع خاص از ذاتيات عام است . و مثال علم عامى كه عارض علم خاص بوده و عام‌تر از خاص است : وجود و جسم طبيعى كه موضوع فلسفهء اولى و علم طبيعى بوده و در اين فرض علم خاص جزء علم عام نبوده اما در تحت عام است . اگر در فرض فوق ، هيچ‌كدام از دو علم عام‌تر نباشند به منزلهء دو موضوع متباين‌اند ، مانند : جسم طبيعى و تعليمى كه موضوع علم طبيعى و مجسمات بوده و يكى عارض ديگرى است . آن‌چه تاكنون گفته شد در مورد اختلاف موضوعات ميان علوم بود . و امّا اگر موضوع هردو علم يك چيز بوده و به اختلاف اعتبارات ، مختلف شوند ، يا يك موضوع مطلق بوده و موضوع ديگر مقارن اعتبارى خاص است و يا هردو داراى اعتبارى هستند كه با ديگرى اختلاف دارد . فرض اول مانند علم اكر ، و اكر متحركه و يكى از اين‌دو جهت مسائل در تحت علم ديگر است . و فرض دوم مانند اجرام عالم كه هم موضوع علم طبيعيات ( بحث آسمان و عالم ) است و هم موضوع هيأت از علم رياضى است ، در علم طبيعيات به اعتبار قوى و انفعال ، و در علم رياضى به اعتبار مقادير و اشكال . از اين مباحث معلوم شد كه سبب آن‌كه علمى جزء علم ديگر قرار مىگيرد اين است كه موضوع آن علم نوع يا عرض ذاتى علم ديگر است . و سبب تباين علمى با علم ديگر كه در موضوع با همديگر اشتراك دارند اين است كه مقارنات هريك با ديگرى مختلف است . همچنين معلوم شد كه به دو سبب ، علمى در تحت علم ديگر قرار مىگيرد : يكى خصوص و عموم موضوع و ديگرى اعتبار مسائل . و در صورتى كه اين‌دو سبب اجتماع كنند ، به اعتبار مسائل حكم مىشوند . حكم اجزاى علوم در اين ابواب ، همان حكم علوم است . ممكن است جزئى از يك علم به سبب عارضى كه مقارن موضوع آن علم شده ، داخل در علم ديگرى گردد ، مانند باب هاله و قوس قزح از علم طبيعيات كه در تحت علم مناظر است . همچنين ممكن است چنين حالتى براى يك مسئله از مسائل علم پيش آيد ، مثلا در علم طب مىگويند جراحت مستدير به سختى بهبود مىيابد ، زيرا اين مسئله به سبب تقارن با بحث استداره