خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
429
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
ديگر ، حد اوسط آن وجود داشته باشد . و سبب آن ، اين باشد كه حد اوسط به علمى ديگر تعلق داشته و اگر بخواهند آن را در اين علم بيان كنند ، باعث تداخل علوم شده و همهء علمها يكى مىشود و بنابراين هركسى كه بخواهد از يك علم آگاه شود بايد همهء علوم را بشناسد . و همچنانكه نمىتوان در علم خاص اثبات مبدأ نمود ، اگر كسى صاحب آن علم باشد ، نمىتواند با كسى كه آن مبدأ را انكار نموده يا بناى آن علم را بر آن مبدأ نمىگذارد ، نزاع كند . به اعتبارى ديگر ، مبادى يا عاماند و يا خاص . مبادى عام شامل همهء علوم يا چند علم مىشود . مثال مبدأ عامى كه شامل همهء علوم مىشود : يك چيز يا ثابت است يا منتفى . و مثال مبدأ عامى كه شامل چند علم مىگردد : چيزهايى كه مساوى يك چيز باشند ، متساوى خواهند بود . و اين مبدأ فقط در همهء علوم رياضى به كار مىرود ، و نه در غير آنها . و مثال مبدئى كه خاص يك علم است : جسم از ماده و صورت تأليف مىشود ، كه اين مبدأ خاص علم طبيعى است . مبدأ خاص يا شامل جميع اجزاى علم شده و يا فقط ويژهء بعضى از آنهاست . موضوع در مبدأ خاص ، يا همان موضوع علم بوده يا جزئى از آن ، يا نوعى از انواعى كه تحت آن قرار دارد و يا عرضى از اعراض ذاتى آن خواهد بود . همچنين محمول مبدأ يا مخصوص موضوع است يا نه . اگر مخصوص موضوع باشد ، مقتضى آن است كه آن مقدمه فقط در آن علم باشد . و در صورت دوم مقتضى آن است كه استعمال آن قضيه در آن علم مقتضى تخصيص آن مقدمه باشد ، چنانكه در مثال عدد و مساوات گفته شد . استعمال مبادى عام در علوم ، يا بالفعل است يا بالقوه . استعمال مبادى عام به صورت بالقوه ، مانند سلب و ايجاب در همهء علوم است . و به خاطر وضوح و آشكارا بودن ، معمولا آن را تصريح نمىكنند . مگر آنكه شخصى معاند ، يكى از واضحات را انكار كند ، كه در اينجا از آن مبادى استفاده مىشود ، بدينگونه كه مىگويند : فلان حكم يا ثابت است يا نه ، و نيز اگر فلان نباشد ، لا فلان خواهد بود . اما مىگويند : زيرا كه يك چيز نمىتواند هم ثابت بوده و هم منتفى باشد . بنابراين فايدهء اين مبادى بالقوه ، تأكيد مقدمات و تكميل قياسهاست و آنها را مقدمهاى جداگانه محسوب نمىكنند .