خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
400
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
با توجه به آنچه پيشتر گفتيم كه هر حكمى كه داراى علتى است ، بدون وضع علت ، بيان آن حكم يقينى نخواهد بود ، بر اين اساس ، هر حكمى كه به برهان لمى بتوانيم بيان كنيم ، در صورتى كه به برهان انّى بيان شود يقينى نيست . مثلا از بياض و خثورت ( غليظ شدن ) بول در هنگام تب معلوم نمىشود كه مريض در معرض سرسام است تا زمانى كه علت ايندو معلول و كيفيت تعلق هريك به ديگرى معلوم نگردد . گرد بودن ( استدارهء ) زمين نيز در علم هيأت از راه برهان انى اثبات مىشود ، در حالى كه در علم طبيعى از راه برهان لمّى اين مطلب اثبات مىشود . اما آنچه در علم هيأت اثبات مىشود فقط اين نكته است كه زمين در وقت احساس به احوال آن مستدير است ، اما اينكه آيا هميشه هم مستدير است يا نه ، با اين برهان انّى معلوم نمىشود . و بنابرين برهان انى در اينجا مفيد حكم يقينى دائمى نيست . اما در علم هيأت معلوم مىشود كه طبيعت زمين به خاطر بساطت مقتضى استداره بودن آن است . و اين حكم يقينى دائمى است و تا اين طبيعت در زمين باقى است اين حكم برقرار است . به اين بيان معلوم مىشود كه برهانهاى علم هيأت بدون برهانهاى طبيعى نمىتواند يقينآور باشد ، زيرا فقط مفيد انيّت است نه مفيد لميّت . همچنين معلوم شد كه اطلاق اسم برهان بر لمّى و انّى به تشكيك است . و به اين سبب برهان مطلق ، برهان لمّى است . در فصل آينده - ان شاء الله تعالى - در مورد كيفيت وقوع اسباب در حد وسط ، برهانها به تفصيل بحث و تحقيق مىشود . فصل ششم : كيفيت وقوع اصناف علل در حد اوسط برهانها علتى كه در حد اوسط قرار مىگيرد بايد در سببيت خود براى معلولش كامل باشد ، يعنى وجود علت مستلزم وجود معلول بوده تا مقتضى ثبوت نتيجه باشد . همچنين بايد عليت آن علت يا به خود و يا چنانكه گفته شد به وسيلهء آنچه كه متمم عليّت اوست واضح باشد تا در ذهن هم مستلزم معلول باشد . اگر علتى كه در حد وسط قرار مىگيرد اينگونه باشد كافى بوده و بالقوه شامل علل ديگر نيز هست . زيرا فاعل بدون قابل ، فاعل تام نيست . و قابل بدون فاعل ، قابل بالفعل نخواهد بود . اگر فعل داراى غايتى نباشد ، فاعليت فاعل صورت نمىبندد و حصول