خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

389

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

- كه لم بالفعل طالب آن است - در هريك از مباحث برهان و حد نيازمند آگاهى از علل هستيم ، ازاين‌رو در اين موضع به صورت مصادره احوال علل را مطرح مىنماييم . فصل چهارم : اصناف علل و مباحث مربوط به آن در اين‌جا ، علت و سبب دو اسم مترادف‌اند كه بر يك معنى دلالت مىكنند . در علوم ديگر مقرر است كه چهار قسم علت وجود دارد : ما منه يا علت فاعلى ، ما له يا علت غايى ، ما فيه يا علت مادى و آن‌چه كه به جاى ماده باشد - مانند موضوع - ما به يا علت صورى . احوال اين علت‌ها برحسب دورى و نزديكى از معلول ، بالذات يا بالعرض بودن علت ، بالفعل يا بالقوه بودن ، عام يا خاص يا مساوى بودن آن ، جزئى يا كلى بودن و بالأخره بسيط يا مركب بودن ، مختلف مىشود . ما اختلاف‌هايى كه در اين اصناف وجود دارد همراه با ذكر مثال‌هايى در جدول « 43 » قرار داديم تا به آسانى در نظر بماند . « 1 » بعد از معرفت اين اصول ، چند بحث ديگر پيرامون احوال علل - كه در اين علم برهان مفيد است - مطرح مىشود : 1 - بعضى از اين علت‌ها ، علل وجودند و آن‌ها عبارت‌اند از فاعل و غايت . و بعضى علت ماهيت‌اند و آن‌ها ماده و صورت‌اند كه اجزاى معلول هستند . موضوع از علل وجود است ، اما قابل است نه فاعل . 2 - ممكن است برخى از اين علت‌ها ، صناعى باشند ، مانند علل تخت كه عبارت‌اند از : نجّار ، چوب ، صورت تختى ، نشستن بر آن . ممكن است طبيعى باشند ، مانند طبيعت كه علت فاعلى حركت و سكون در اجسام طبيعى بوده ، يا ماده و صورت طبيعى و حصول در مكان طبيعى كه غايت حركت اجسام طبيعى است . همچنين ممكن است نفسانى باشند ، مانند نفوس و اجرام نباتى و حيوانى و فلكى و صورت‌ها و غايت‌هاى افعال آن‌ها . و ممكن است هيچ‌كدام از اين‌ها نبوده و از امورى باشند كه از ماده ، جدا هستند و آن‌ها امور ابداعى ناميده مىشوند : امور ابداعى بر دو گونه‌اند : امور ابداعى

--> ( 1 ) - ر . ك : جدول شماره 43 ، ص 713 .