خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
375
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
از ميان تمامى آن اصناف آنچه مشتمل بر مجموع ذاتيات باشد ، از نظر محققان حدّ تام ناميده مىشود . حد تام ، قولى است كه بر ماهيت محدود ( تحديد شده ) دلالت مىكند ، و حتما اين قول ، نشانگر صورتى است كه در وجود خارجى مطابق با آن ماهيت است . اما اگر قول شارح فقط برخى از ذاتيات را شامل باشد ، حدّ ناقص خواهد بود . بهترين حد ناقص ، حدّى است كه نشانگر تميّز و جدايى كلى باشد . اهل ظاهر ميان چنين حدى با حد تام فرق نمىگذارند ، زيرا در نظر ايشان آنچه كه مطلوب است فقط تمييز و جدايى اين ماهيت از ساير ماهيات است ، نه تصور حقيقى اين ماهيت . اگر قول شارح تنها از عرضيات يا ذاتيات آميخته با عرضيات تشكيل شده باشد رسم خواهد بود . در اينجا نيز اگر رسم نشانگر و افادهكنندهء تمييز كلى باشد رسم تام بوده و الّا ، رسم ناقص است . بهترين رسم ، آن است كه از هردو صنف تركيب شده باشد . هر حد و رسمى كه اصلا نشانگر تميّز نباشد ، در تعريف ، نقشى ندارد . آنچه كه نه ذاتى بوده و نه عرضى ، و نشانگر صورتى شبيه صورت مطلوب باشد ، مثال ناميده مىشود . اين اقسام با توجه به مواد است . اما برحسب صورى كه از ترتيب وضع اين اوصاف پديد مىآيد نيز ممكن است اقسامى وجود داشته باشد ، زيرا برخى از اين ترتيبها همانگونهاند كه بايد باشند ، و برخى ديگر نزديك يا شبيه آنچه بايد باشند هستند و گروهى نيز بر خلاف آنچه بايد باشند ، هستند ، اما منطقيان براى اين اقسام نام خاصى وضع نكردهاند . آنچه تاكنون گفته شد در مورد تصور بود . در مورد تصديق نيز تقسيماتى وجود دارد : تصديق يا مقتضى اعتقاد است و يا نه . در صورت نخست يا آن اعتقاد جازم است و يا نه . اعتقاد جازم با حكم به امتناع نقيض آن تصديق تقارن داشته و اين تقارن يا بالفعل است و يا بالقوهاى كه نزديك بالفعل است . از آنجا كه « امكان » به معنى « عدم امتناع » است ، هر تصديقى كه مقارن با حكم به امتناع نباشد ، حتما داراى حكم به امكان نقيض - به صورت بالفعل يا بالقوه - است و چنين تصديقى اعتقاد غيرجازم است . اعتقاد جازم بر چندگونه است : يا اين اعتقاد با آنچه در نفس الامر وجود دارد مطابق است ، يا با آنچه مقتضاى وضعى خاص يا عام به صورت بالفعل يا بالقوه است ، مطابق است و يا اصلا مطابق نيست . اعتقاد نخست يقينى بوده ، اعتقاد دوم برحسب شهرت يا