خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
32
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
« الرجل » و « رجل » كه در صورت استعمال لفظ رجل با « ال » معرفه است و علاوه بر افادهء معنى مرد ، مشخص مىكند كه مقصود كدام مرد است و همچنين در صورتى كه با تنوين ذكر شود ، علاوه بر افاده معنى مرد ، نكره بودن آن را مىرساند . تقسيمبندى الفاظ مفرد لفظ مفرد يا به صورت مستقل بر معنى خود دلالت مىكند يا به تبعيت . مثال صورت اوّل مانند رجل كه بر مرد دلالت مىكند و مثال صورت دوم « ال » در الرجل كه مشخصكنندهء رجل است . و اين لفظ « ال » بدون وجود لفظى كه به عنوان معرّف آن واقع شود ، قابل تصور نيست ، بر خلاف كلمهء رجل كه خودبهخود قابل تصور است . صورت نخست نيز به دو نوع تقسيم مىشود : الف - اگر دلالت لفظ بر معنى بدون لحاظ و در نظر گرفتن زمان است ، در اين صورت آن را اسم مىنامند ، مانند لفظ « رجل » و « ضارب » . ب - اما اگر علاوه بر معنى ، زمان مشخصى را نيز افاده كند - مانند زمان گذشته ، حال ، آينده - آن را فعل مىنامند ، مانند « ضرب » ، « يضرب » . صورت دوم را - كه به تبعيت بر معنى دلالت مىكند - حرف مىنامند . بايد توجه داشت كه در دانش منطق به جاى اصطلاح فعل ، اصطلاح كلمه را استعمال مىكنند . پس بهطور كلى لفظ مفرد يا اسم است يا كلمه يا حرف . اسم نيز داراى اقسامى است : الف - برخى از اسمها به ذات اشيا دلالت مىكنند ، مانند « انسان » . ب - برخى ديگر بر صفات مجرد دلالت مىكنند ، مانند « نطق » . ج - برخى از اسما فقط بر خود زمان دلالت مىكنند ، مانند « روز ، سال » . د - برخى از اسما بر زمان و يك معنى ديگر دلالت مىكنند ، مانند « تقدم و اصطباح » . ه - بعضى از اسما بر معنايى دلالت مىكنند كه حتما آن معنى در يك زمانى واقع شده است ، اما آن معنى مشخص نيست ، مانند لفظ « مضىّ » و « ضارب » . فرق ميان قسم اخير و كلمه ( فعل ) اين است كه زمان اسم ، معين نيست اما زمان فعل مشخص است ، مانند ضرب ( يعنى زد ) و مضى ( يعنى گذشت ) .