خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

316

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فكلما كان الف ب فلا شىء من ج ز . در اين صورت صغرى از يك قضيهء حملى و يك قضيهء شرطى متصله تأليف شده است . و نيز اگر صغرى جزئى يا سالبه مقدم باشد ، باز هم بر همين قياس خواهد بود . به‌طور كلى ، اگر اقتران دو متصله بسيط باشد يا ميان دو مقدم اشتراك وجود دارد يا ميان دو تالى يا ميان يك مقدم و يك تالى . در هريك از اين فروض اشكال چهارگانه پديد مىآيد . اما اگر اقتران ميان دو منفصله باشد ، اين اقسام تصوير نمىشود ، ولى تأليف ميان آن‌ها به صورت يكى از اشكال است . اگر اقتران ميان يك منفصله و يك متصله باشد يا اشتراك با مقدم متصله است يا با تالى آن و هريك به صورت يكى از اشكال است . اگر اقتران ميان قضاياى شرطى از تركيب ساير قضايا باشد ، احتمالات و اقسام آن بسيار زياد مىگردد . با آگاهى از قواعدى كه تاكنون گفتيم ، به آسانى امورى را كه بدان نياز وجود دارد ، مىتوان شناخت . در اين‌جا بحث در باب قياس‌هاى اقترانى پايان مىپذيرد . فصل هفتم : قياس‌هاى استثنايى همان‌گونه كه گفته‌ايم ، قياس استثنايى ، قياسى است كه نتيجه يا نقيض نتيجه بالفعل در مقدمات ذكر شده باشد . اين قياس متشكل از قياس‌هاى شرطىاى است كه در آن‌ها قضايايى وجود دارد و قضيهء نتيجه بالفعل در مقدمه ذكر شده است . چنان‌كه در مباحث بعد خواهيم گفت ، هر قياسى مشتمل بر دو مقدمه است . در قياس استثنايى يكى از دو مقدمه شرطى و ديگرى استثنايى است . مقدمهء استثنايى از نظر معنى بر اطلاق وضع حكمى مشتمل است كه آن حكم در مقدمهء شرطى مقيّد به شرط باشد . از نظر لفظ تكرار عين مقدم يا تالى يا تكرار نقيض يكى از آن‌دو است ، اما بدون شرط . ازاين‌رو مقدمهء استثنايى همواره حملى است . نتيجه مشتمل بر اطلاق حكمى است كه در مقدمهء شرطى موقوف بر اطلاق مستثنى است . آن‌چه در قياس ، به استثنا مكرر مىشود ، در نتيجه ساقط شده ، به جاى حد اوسط است . نتيجه نيز همواره قضيه‌اى حملى است . اكنون بعد از تمهيد اين اصل بايد بگوييم : اين قياس يا از متصلات است يا از منفصلات .