خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

308

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اگر ضروب متحد را يك ضرب محسوب كنيم ، دوازده ضرب را بايد از صد و شانزده ضرب فوق كم كنيم . زيرا هشت ضرب در شكل سوم و چهار ضرب در شكل چهارم متحدند . بنابراين ضروب منتج اين نوع ، صد و چهار ضرب خواهد بود . نوع چهارم : حملى كبرى و اشتراك در مقدم اين نوع نزديك به نوع گذشته است . در اين نوع كبرى على الاطلاق وضع مىشود . مقدم صغرى و مقدم نتيجه ، مشروط بوده ، تالى صغرى و تالى نتيجه متحد هستند . بنابراين اگر مقدم صغرى به‌گونه‌اى باشد كه از تأليف آن با صغرى ، مقدم نتيجه لازم آيد ، نتيجه جزئى خواهد بود . اگر مقدم نتيجه به‌گونه‌اى باشد كه از تأليف با كبرى مقدم و صغرى لازم شود ، نتيجه كلى خواهد بود . بر اين اساس تأليفات اين نوع نيز دو صنف است . شكل اوّل مثال ضرب اوّل از صنف اول : كلما كان كل ج ب ف ه ز و كل ب الف ، نتيجه : فقد يكون اذا كان ج الف ف ه ز . زيرا به حكم وضع كبرى ، هميشه از وضع ج الف لازم مىآيد كه ج ب صادق باشد و به حكم وضع صغرى هميشه از وضع ج الف لازم مىآيد كه ه ز صادق باشد . بنابراين براساس شكل سوم در بعضى اوقات وضع ج الف ه ز صادق است . در ضرب دوم همين حدود وجود دارد با اين تفاوت كه صغرى سالبهء كلى است . بيان اين ضرب ، نيز مانند ضرب گذشته است تا لازم آيد كه « فقد لا يكون اذا كان ج الف ف ه ز . » ضرب سوم و چهارم همين حدود است ، اما صغرى موجبهء جزئى و سالبهء جزئى است و نتايج نيز جزئى بوده ، از نظر كميّت تابع صغرى خواهد بود . اين چهار ضرب ، از يك ضرب شكل اوّل برمىخيزد . بنابراين ، ضروب اين صنف شانزده ضرب است و نتايج هميشه جزئى است . اما در صنف دوم ، تأليف كبرى با مقدم نتيجه بر هيأت شكل دوم است و از آن‌جا كه مقدم صغرى نتيجهء شكل دوم است ، همواره سالبه خواهد بود . و نيز از آن‌جا كه كبرى همان كبراى شكل دوم است ، هميشه كلّى است . همچنين ميان كبرى و مقدم نتيجه از نظر كيفيت اختلاف وجود دارد .