خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

293

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

مباشر شمشير است . نتيجه اين‌كه گاهى از اوقات كه زيد كاتب نباشد ، مباشر شمشير است . توضيح اين‌كه از آن‌جا كه منفصله مانع جمع و جزئى است ، اين متصله لازم آن است كه گاهى از اوقات اگر زيد مباشر شمشير باشد ، مباشر قلم نيست . آن‌گاه اين لازم را به عنوان صغرى قرار مىدهيم و سالبهء كلىاى را كه با صغراى قياس متلازم است ، يعنى هيچ‌گاه اين‌گونه نيست كه اگر زيد كاتب باشد ، مباشر قلم نباشد ، به عنوان كبرى مىنهيم ، آن‌گاه اين صغرى و كبرى ، از شكل دوم متصلات چنين نتيجه مىدهند كه گاهى از اوقات چنين نيست كه اگر زيد مباشر شمشير باشد ، كاتب است . اين قضيهء سالبه در قوت اين قضيهء موجبه است كه گاهى از اوقات چنين است كه اگر زيد مباشر شمشير باشد ، كاتب نيست . عكس اين موجبه نتيجهء مطلوب ماست . همين صغراى كلى كه گفته شد ، با كبراى مانع خلو - حقيقى يا غيرحقيقى - كلى و جزئى دقيقا همين نتيجه را مىدهد . توضيح اين انتاج از راه رد منفصله به متصله‌اى است كه از نقيض اوسط و عين اكبر تشكيل شده است و با عكس نقيض صغرى تأليفى از شكل سوم متصلات گرديده ، اين نتيجه به دست مىآيد . مثال : اگر اين شخص ضاحك است ، پس ناطق است ، اين شخص يا ناطق است يا كاتب نيست . نتيجه : گاهى از اوقات اگر اين شخص ضاحك نباشد ، كاتب نيست . زيرا اين منفصله لازم اين متصله است كه اگر شخص ناطق نباشد ، كاتب نيست و عكس نقيض صغرى اين است كه اگر اين شخص ناطق نيست ، ضاحك نيست و از اين‌دو مقدمه ، آن نتيجه به دست مىآيد . برحسب اين بيان ، انتاج هشت ضرب معلوم مىشود . زيرا از صغراى لزومى كلى با شش منفصلهء موجبه ، شش ضرب حاصل مىشود . و نيز از صغراى لزومى جزئى با دو منفصلهء مانع جمع كلى - يعنى حقيقى و غيرحقيقى - دو ضرب ديگر به دست مىآيد . از تمام دوازده ضربى كه از اختلاط دو لزومى موجبه - يعنى كلى و جزئى - با متصلات موجبه حاصل مىشود ، چهار ضرب منتج نيست . سه ضرب بدين جهت كه اقتران مقدمات از دو جزئى است و ضرب چهارم كه تأليف آن اقتران از لزومى جزئى و مانع خلو كلى است ، از اين جهت منتج نيست كه اگر مثلا مادهء منع خلو كلى اين‌گونه باشد : هميشه اين شخص يا حيوان است يا لا غراب ( نه كلاغ ) و لزومى جزئى به اين قضيه اضافه شود ، نتيجه مختلف مىشود ، زيرا يك بار نتيجه اين‌گونه است : اگر اين شخص