خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

24

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

معنى به اين موارد برمىخوريم : 1 - لفظ متعدد ، معنى واحد 2 - لفظ متعدد ، معنى متعدد 3 - لفظ واحد ، معنى متعدد 4 - لفظ واحد ، معنى واحد قسم اول از اين چهار صورت را اسماى مترادف مىنامند ، مانند دلالت لفظ « انسان » و لفظ « بشر » بر « حيوان ناطق » . قسم دوم كه الفاظ متعدد بر معانى متعدد دلالت كنند ، در صورتى كه هر لفظى براى يك معنى باشد و اشتراكى در ميان آن معانى نباشد ، اسماى متباين ناميده مىشوند ، مانند انسان و اسب . ممكن است الفاظى از نظر شكل ، شبيه همديگر باشند كه اين مسأله خود داراى دو صورت است : 1 - شباهت الفاظ به خاطر شباهت معنى است . 2 - شباهت الفاظ به خاطر شباهت معنى نيست . صورت اوّل را اسماى مشتق مىنامند ، مانند ناصر ، نصير ، منصور . در توضيح اين صورت بايد بگوييم كه در ابتدا يك لفظ را براى معنايى وضع مىكنند تا الفاظ ديگر را از آن اشتقاق نمايند . در مثال بالا « نصر » ريشه تمام كلمات است . علاوه بر اين ، هر اشتقاقى نيازمند چهار شرط ديگر است : 1 - مناسبت لفظى ميان موضوع ( لفظى كه در ابتدا وضع شده ) و مشتق . 2 - مناسبت معنوى ميان موضوع و مشتق . 3 - مغايرت لفظى ميان موضوع و مشتق . 4 - مغايرت معنوى ميان موضوع و مشتق . اسماى منسوب مانند عربى ، عجمى ، تركى و . . . نيز از همين قبيل‌اند . صورت دوم را اسماى متجانس مىنامند . مانند « بشر » و « بشر » . البته تجانس كامل و تام در اسماى مشتركه وجود دارد كه در آينده به آن‌ها اشاره خواهيم كرد . ممكن است ميان الفاظ مترادف و الفاظ متباين اشتباه شود . بدين‌صورت كه ما گمان