خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
219
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
استلزام دائمى نيست ، قرينه به اضطرار مستلزم اين نتيجه نبوده بنابراين قياس نيست . فصل دوم : انواع قياسها قياس در يك تقسيمبندى كلّى يا بسيط است يا مركّب . بحث خود را از قياس بسيط آغاز مىكنيم . قياس بسيط براساس قسمت نوعى داراى دو قسم است : قياس اقترانى ، قياس استثنايى . قياس اقترانى قياسى است كه نتيجه و نقيض نتيجه هيچكدام بالفعل در قياس ذكر نشده باشد و قياس اقترانى قياسى است كه نتيجه يا نقيض آن بالفعل در قياس آمده باشد . بايد توجه داشت كه مذكور بودن نتيجه يا نقيض آن در قياس ، با موضوع بودن يعنى مسلّم بودن تفاوت دارد . زيرا گاه ممكن است مذكور در معرض تسليم و منع نباشد و اين در صورتى است كه جزء قولى باشد و بدين خاطر موضوع نخواهد بود . اما هرچه در قياس موضوع باشد ، حتما مذكور خواهد بود . از نظر تقسيم صنفى نيز قياس اقترانى داراى دو قسم است : كامل و غيركامل . قياس اقترانى كامل قياسى است كه خودبهخود بيّن باشد اما غيركامل آن است كه به بيانى محتاج باشد . مثال قياس اقترانى : هر انسانى حيوان است ، هر حيوانى جسم است ، پس هر انسانى جسم است . اين سخن ( نتيجه ) و نقيض آن بالفعل در قياس مذكور نيست . مثال قياس استثنايى : اگر زيد مىنويسد دستش مىجنبد و ليكن مىنويسد پس دستش مىجنبد . در اين صورت نتيجه مذكور است ، زيرا نتيجهء عين تالى قضيهء متصله است ، اما موضوع نيست ؛ زيرا موضوع تمامى قضيهء متصله است . همچنين و ليكن دستش نمىجنبد پس نمىنويسد . نقيض اين نتيجه در سخن بالفعل ذكر شده زيرا عين مقدم است . قياس اقترانى سه نوع است : يا فقط از قضاياى حملى تشكيل مىشود يا فقط از قضاياى شرطى يا از هر دو . نوع دوم نيز يا فقط از قضاياى متصله است يا فقط از قضاياى منفصله يا از هر دو . نوع سوم نيز يا از تأليف قضاياى حملى و متصله است يا از تأليف قضاياى حملى و منفصله . بنابراين بهطور كلى قياس اقترانى داراى نه نوع است . قياسى كه فقط از قضاياى حملى تشكيل شود بر همهء اين انواع تقدم دارد ، زيرا بسيط است . از