خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
151
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
كميت موافق باشد كه از نقيض يك جزء و عين جزء ديگر باشد ، لازم آن است ، اما اين لازم منعكس نمىشود . مانند اين قضيه كه بگوييم : « دائما كلّ عدد امّا زوج و امّا فرد » ، لازم آن اين است كه « ليس البته كل عدد اما ليس بزوج و اما فرد » ، يا « امّا ليس بفرد و امّا زوج . » اما اگر منفصله سالبه باشد ، هيچ منفصلهء موجبهاى نمىتواند به عنوان لازم آن باشد ، زيرا سالبهء منفصله شامل احتمالات ديگرى كه عناد در آنها راه نداشته باشد ، نيز مىشود . مثلا مىتوان گفت : « ليس البتة اما أن يكون الانسان موجودا و اما أن يكون الاثنان زوجا » ، اما نمىتوانيم بگوييم : « دائما اما يكون الانسان موجودا و اما ان يكون الاثنان زوجا . » در اين مسأله منفصلهء حقيقى و غيرحقيقى از نظر حكم يكسانند . و اگر منفصلهء موجبهء حقيقى از دو جزء باشد ، منفصلهء موجبهء حقيقى كه از نقص آن دو جزء است ، لازم آن است و اين لزوم منعكس مىگردد . اگر بخواهيم مىتوانيم لوحى كه مشتمل بر اصناف منفصلات ايجابى و لوازم هريك در مقابل آن باشد ، قرار دهيم . آنچه تاكنون بيان شد ، در مورد اعتبار هريك از قضاياى شرطى متصل و منفصل به تنهايى بود ، اما اگر آنها را با همديگر اعتبار كنيم ، بدين شرح خواهد بود . اگر قضاياى شرطى متصل لزومى تام ايجابى باشد ، يعنى تالى مساوى مقدم و لزوم در دو طرف قضيه باشد ، قضيهء منفصلهء حقيقى ايجابى كه از نقيض يك جزء و عين جزء ديگر باشد ، لازم مساوى آن خواهد بود . چنانكه مىگوييم : « اگر آفتاب طالع است ، پس روز موجود است » ، در اين صورت دو چيز لازم اين قضيه است : 1 - « يا آفتاب طالع است يا روز موجود نيست . » 2 - « يا آفتاب طالع نيست يا روز موجود است . » و اين دو ، قضيهء منفصله هستند . برعكس ، منفصلهء موجبهء حقيقى در صورتى لازم مساوى متصله است كه متصلهء موجبهء لزومى كه لزومش تام باشد ، مقدمش عين يك جزء منفصله و تالى نقيض ديگر جزء آن يا برعكس باشد . مثلا مىگوييم : « عدد يا زوج است يا فرد . » لازم اين قضيه دو چيز است : 1 - « اگر عدد زوج است پس فرد نيست » ، 2 - « اگر عدد فرد است پس زوج نيست . » و اين چهار متصله است . اما اگر لزوم متصله ، تام نباشد بدين صورت كه تالى عامتر از مقدم باشد ، مانند « اگر