خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

15

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

آغاز سخن هر علم و ادراكى را كه در نظر بگيريم از دو حال بيرون نيست : يا هيچ‌گونه حكمى در آن وجود ندارد - چه حكم به اثبات يا حكم به نفى - يا همراه با حكم است ، حكم به اثبات يا نفى . صورت نخست را تصور و صورت دوم را تصديق مىنامند . تصور مانند : حيوان ناطق ، و تصديق مانند : اين حيوان ناطق است يا اين حيوان ناطق نيست . هر كدام از اين‌دو قسم يا بدون فراگيرى و اكتساب به دست مىآيد يا به واسطهء اكتساب حاصل مىگردد . مثال تصور غيراكتسابى : شناختن مردم . مثال تصديق غير اكتسابى : دانستن اين قضيه كه مردم هستند . مثال تصور اكتسابى : شناختن حقيقت فرشته ، و مثال تصديق اكتسابى : علم يقينى به اين‌كه فرشته موجود است . و همچنان‌كه براى به دست آوردن چيزى كه حاصل نيست ، نياز به برخى مواد مخصوص است تا با يك سلسله تصرفات و تغييرات بر روى آن مواد - به شيوه‌اى خاص - آن شىء موردنظر و مطلوب فراهم آيد - مانند نجّارى كه براى ساختن تخت نيازمند چوبى است كه صلاحيت تخت شدن را داشته باشد تا با تصرف در آن يعنى بريدن ، تراشيدن و . . . به صورتى كه نجاران مىدانند ، تخت آماده گردد - بر همين‌سان ، مردم نيز در به دست آوردن تصورات و تصديق‌هاى اكتسابى هم نيازمند پاره‌اى معلومات هستند كه قبل از معانى مجهول مورد اكتساب در ذهن آن‌ها باشد ، و هم به برخى از تصرفات نياز دارند كه با شيوه‌اى خاص در معانى معلوم در نزد خود صورت دهند تا از اين طريق ، از اين معانى معلوم ، تصورات و تصديقات مجهول موردنظر را به دست آورند . همان‌گونه كه تصرفات مخصوصى كه نجار براى ساختن مطلوب خود انجام مىدهد ، در صورت ملكه شدن ، صناعت نجارى ناميده مىشود ، تصرفات ويژه‌اى كه در معانى