خواجه نصير الدين الطوسي
68
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
( نه ) زمان متغيّر باشد و نه مكان متبدّل و نه اضافات متكثّر ، و اين كس آن وقت قدم در راه اين سعادت كلّى تواند نهاد كه استعداد قبول كمال شود ، و اين استعداد آن وقت حاصل شود كه اخلاق او مهذّب شود و عادات او متناسب گردد ، و اين تهذيب و تناسب بلطف و مدارا راست نيايد بلكه بيشتر وقت احكام و تكليفات با ميان آيد كه كمدلى طاقت آن بياورد زيرا كه محقّ متابعت هر كس نكند ، و گويد وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ، و مثل آن همچنان باشد كه بيمارى ميل بعسل و گلشكر كند و طبيب او از آن باز دارد و سقوطرى و شحم حنظل دهد و چون غرض محقّ از اين اختلافات كمال نفوس خلائق باشد از اين منازعات باك ندارد ، و به آنكه ازو برهند و خصم او شوند و فتنه و شمشير زخم با ميان آورند و التفات و مبالاة نكنند ، و عزّ و مرتبهء كه او بسوى ايشان اختيار كند ( به ) تصوّر غلط دانند ، و شرف مرتبهء او آن باشد كه بعزّت او تعالى عزيز باشد و بكبرياى او تعالى كبير عزيز بعزّة اللّه و عزّة أوليائه ، من عزّ تعزّز بحسبه و نسبه أو تكاثر بجاهه و ماله أو تفاخر بعلمه و اعماله ، ( و هو ) كبير بكبرياء اللّه و كبرياء اوليائه من غير تكبّر على عباده و تجبّر فى بلاده ، و رحمتى كه او برحمت دارد آن باشد كه به آن مستعدّ قرب حضرت صمديّت گردند و غضبى كه او بغضب دارد [ 55 ] آن باشد كه به آن از پناه عزّت و احديّت دور افتد و بر اين موجب خشم و سخط و سياست او عين شفقت و رحمت و رضا باشد ، و بخل و امساك و تغيّر او عين سماحت و موهبت و سخاوت او باشد ،