خواجه نصير الدين الطوسي

55

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

شود و وهم نفسى و نفس عقلى و عقل امرى ، تا مادامى كه ترقّىء هر يك از اينها بر ديگر يك شيئا بعد شىء به ترتيب و تدريج و اضافت باشد وقفهء باشد بعد از وقفهء و به اين جهت برازخ و مقامات گويند و همچنين ميان خلق و امر برزخىست و ميان امر و ثواب ، و چون محسوسات كامل‌اند بر معقولات و ما در اين عالم محسوسيم بضرورت از محسوس بر معقولمان دليل بايد گرفت و آن اين است كه چون طفل در اين عالم از رحم مادر بيرون ميآيد با صورت خلقى يعنى جسم كامل نمىشود تا بأمر در نمىپيوندد و آنجا در آن عالم بر اين تقدير تا صورت امرى يعنى نفس كامل نمىشود ثواب در نه پيوندد ، و پس آن حال كه پس از آن كه از اين عالم بشود و پيش از آنكه به ثواب رسد برزخ خوانند ، و از اين عالم بشدن نه اين موت طبيعى است بل از مشابهه بمباينت رسيدن است ، و از مباينت بوحدت ، و السّلام امّا صراط سه است ، اوّل صراط منكوس چون نباتى كه او را اصل بجانب مركز است و فرع بجانب محيط ، و بقوّت طبيعت و اثر نفس در مادون خود كه آن انعقاد است تصرّف مىكند ، دوّم صراط مقلوب چون حيوان كه او دو دست و دو پاى بر زمين دارد و اگر چه باضافه به انسان سر به همه وجوه از زمين بر نگرفته است امّا باضافه با نبات برگرفته است و بقوّت طبيعت و از اثر نفس در مادون خود كه آن نبات است تصرّف مىكند ، و سوّم صراط مستقيم چون انسان كه او سر بجانب محيط دارد و پاى بجانب مركز ، و اگر چه باضافه بفرشته بعالم اختيار محض نرسيده امّا باضافه با حيوان رسيده است و بقوّت طبيعت و اثر نفس و فيض