خواجه نصير الدين الطوسي

48

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

از اطعمه و اشربه كه ايشان برمىشمارند ، و مثلا دوزخ مغاكى با طول و عرض و عمق هر چه عظيم‌تر ابدا دائما پر آتش و ماران و كژدمان سهمناك بىقياس كه دندان و نيش ميزنند و زنجيرها چنان كه گفته‌اند به آتش تافته‌اند و سرخ كرده و گرهى بر آن چون كوهى بزرگ و دوزخيان را چون در آتش اندازند و به آن عذاب كنند ، هيچ فرق نبودى ميان دنيا و آخرت بلكه حالت بهشت در اعلى العاليين و حالت دوزخ در اسفل السّافلين هر چه عظيم‌تر است و وهم و فكر ، هيچ كس در آن نمىرسد و پيغمبران كه از بهشت و دوزخ به اين اوصاف جسمانى خبر داده و آگاه نموده‌اند همه سخنهائىست بر حسب مقادير عقول كه از براى ترغيب و ترهيب گفته‌اند تا عوام به آن سبب بطاعت ميل كنند و از معصيت بپرهيزند ، و خواصّ بر اسرار و حقائق آن واقف باشند ، و به حكم سيروا سير اضعفكم ، و آنكه صيّاد جامه برنگ صيد بايد پوشيد از روى ظاهر و شكل به حكم مصلحت عامّ به آن ايمان آورند و به آن كار كنند أضعافا مضاعفة ( كه ) عوام در آن راغب‌تر و بجدّتر باشند كه اگر ايشان در حصول كمال و شرف نفس به آن رسوم و آداب و قواعد و قوانين محتاج نباشند و در آن تهاون كنند و مقاساة آن شدائد اغلال و آثار بر خويشتن فرض عين نشناسند شريعت آن پيغمبر هرگز پايها زمين نياورد و استقرار آن ملّت به هيچ وجه از وجوه ممكن نگردد و نيز كون مشابهت كه درو محقّ و مبطل و صادق و كاذب و خير و شرير بهم ميمانند و آنجا ديو ناخداى مناظره و داورى مىكند و او دوزخ مطلق است ، و كون