خواجه نصير الدين الطوسي

45

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

[ 38 ] مىباشد كه در جانب وسط روئى با خير دارد و روئى با شرّ و همچنين كه در نفوس تضادّى و ترتّبى چنين است در موادّ اجسام همين تضادّ و ترتّب است كه بعضى موادّ بر طرف اعلى مىافتد و بعضى بر طرف اسفل و بعضى بر طرف وسط ، و بر اين موجب به حكم كلّ شيء يرجع إلى اصله مادّتى نيك مىباشد و نفس نيك اين قابل آن مىشود ، و آن متصرّف در اين ، و مادّتى متوسّطه مىباشد ميان نيك و بد و نفسى همچنين كه اين قابل آن مىشود و آن متصرّف در اين و اگر كسى گويد چون نفوس بدان آن بدى از گوهرى مىآورند كه از آن‌اند ، چرا محقّان لذكرهم السّلام جهاد ميفرمايند و ايشان را تكليف ميكنند كه به نيك باشند ؟ جواب اين است كه همچنانكه در مقدّمه گفته شد كه نيكان از گوهر حق‌ّاند و بدان از گوهر باطل و در اين دنيا كه كون مشابهت است نيكان و بدان هر دو به صورت و شكل بهم ميمانند ، و محقّان را دعوى دعوت نه اين است كه ما بدى را نيك ميكنيم ، بلكه ايشان امر الهى كه ميبايست نيكان و بدان مىباشد بر خلائق عالم بميرانند تا نيكان به حكم خلق المؤمن من الحقّ و اذا امر الحقّ به عرفه از بدان جدا ميشوند ، و بدان به حكم و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم ظلما و علوّا از نيكان جدا باز ميشوند تا چون اين مباينت بباشد و بدان را به حكم لئلّا يكون للناس على اللّه حجّة بعد الرسل بر او تعالى حجّتى و بهانهء بنماند و محقّان لذكرهم السّلام اوّل به حكم أدع الى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة حجّت الهى بر ايشان متوجّه ميدارند ، و پس از آن به حكم و جادلهم بالّتى هى أحسن حكم شمشير بر ايشان بميرانند و ايشان را بمقاتلت و محاربت از كون مشابهت