خواجه نصير الدين الطوسي

38

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

كه بيضه را بشگافد و بچّه را بدر آورد ، و بر عقل پوشيده نيست كه اين همه تمييز ذاتىء فكرت است متشابه به تمييز انسان ، پس اين تمييز فكرى مطلقا به انسان خاصّ نيست ، و چون اين به آن خاصّ نباشد فضل ذاتىء او را نشايد ، پس فضل ذات او خاصّيّت بزرگ‌ترين اوست ، و خاصيّت بزرگ‌ترين او اداى علم است من حيث القول و القبول و من حيث السّمع و بر اين وجه انسان بحقيقت و فضل ذات او آن است كه علم از ماوراى خود به حكم قبول‌ها گيرد و بر مادون خود به حكم اداى فيض كند ، و السّلام تصوّر دوازدهم در كمالاتى كه صفت موصوف و موصوف صفت را دهد باذن الله تعالى كمالى كه موصوف صفت را دهد آن است كه ( اگر ) آن موصوف نفس باشد بر خير مقطور و آن خير درو از قوّت بفعل آمده ، و آن صفت صفتى از جملهء اخلاق باشد ، و چون آن كس استعمال آن اخلاق كند آن اخلاق به او صورت مكارم و معانى پذيرد ، و كمالى كه صفت موصوف را دهد اين است كه آن صفت از جملهء علميّات و تصوّرات حقّ باشد و آن موصوف نفس خيرى باشد امّا هنوز آن خير درو از قوّت بفعل نيامده و بر اين طريق بزيد و لا ينقص روى از قوّت بفعل نهاده از علم و عقل و تصوّرات حقّ و هر صورت كه قبول مىكند حسب كمال او ميگردد ، و هر موصوفى كه صفت را وجود دهد موصوف صفت را وجود داده باشد ، و وحدت چون باطل را وجود دهد صفت موصوف را وجود داده باشد ، چون وحدت از حقّ و وجود باطل از وحدت وجود مجازى ، و السّلام