خواجه نصير الدين الطوسي

24

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

آن ثواب و عقاب را با ياد او مىآورد و تعيين و امتياز نفوس در عالم آخرت با آن مىباشد [ كه ] چه ايشان در اين عالم روحانىاند بجسمانى باز پوشيده ، و نفس انسانى نه جسم است و نه قوّتى در جسم زيرا كه جسم قسمت پذيرد و نفس قسمت نپذيرد و جوهر او از عالم عقل است جوهر نامادّى مفارق ، و تعلّق او به بدن تعلّقى بر وجه تحريك و تغيير و تصرّف و تدبير نه چون تعلّق نفس نباتى و نفس حيوانى كه ايشان طلب غذا و نموّ دارند و توليد مثل ، مخالفت مزاج كنند لاجرم بفساد مزاج فاسد شوند ، بلكه نفس انسانى تعلّق ذات خويش بعقل و معقولات و مفارقات نه به آلت جسدانى كند و بذات خويش اينها همه دريابد ، و به آن سبب نامتجزّى و نامنقسم است كه هر چه [ 22 ] تجزّى و انقسام پذيرد او را مقدار و كميّت باشد و نفس را مقدار و كميّت نيست ، و اگر نفس قسمت‌پذير بودى بايستى كه در يك جانب وى جهل بودى به چيزى و در ديگر جانب علم بدان چيز و در يك حال هم عالم بودى و هم جاهل و اين محال باشد و از آن نفس نه چنين است ، و اوّل قوّتى از قواى انسانى كه قابل فيض عقل مىشود و مورد روحانيات و خزانهء صور معقولات مىباشد اوست ، و تمييز ميان چيزهاى كه ادراك شكل و معنىء آن چيز را ممتنع باشد او مىكند ، و وقوف و اطّلاع بر قوّت انعقاد كه او از حسب خود و شرف قوّت نباتى خبر ندارد ، و بر قوّت حيوانى كه او از آفرينش خود و شرف مرتبهء ايشان نداند ، و حكمت در هر صورتى كه بهر يك از انواع آنها لائق افتد بشناسد و او را مىباشد و نيز به آن سبب تصوّر مىكند كه نفس انسانى جوهر روحانى بسيط است كه