خواجه نصير الدين الطوسي

20

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

تصوّر ششم در هيولى هيولى دو لفظ عربى است كه چيزى ازو بيفگنده‌اند ، هيولى اولى ، و هيولى ساختگى و اولى اوّل يعنى ساختگى اوّل ، و ساختگى استعداد است يعنى ممكن است كه قبول چيزى كند و چيزى را بشايد ، و هيولى چهار است ، هيولى اوّل و هيولى كلّ و هيولى طبيعت و هيولى صناعت ، و هيولاى صناعت آن است كه ( در ) هر جسمىست كه در آن عمل توان كرد ، همچون در چوب درودگر و آهن آهنگر و نيل رنگريز تصرّف مىكند و از هر يك آلات و اشكال مختلف ميسازند ، و على هذا القياس ، هيولاى طبيعت [ كلّى ] در اركان چهارگانه تصرّف مىكند و از آن صور مختلف چون معادن و نبات و حيوان برمىانگيزد ، و هيولاى كلّ جسم مطلق است از فلك اعلى تا بتحت ثرى كه نفس كلّ در آن همچنانكه صنّاع عالم عنصرى كه عالم كون و فساد است در عنصريان تصرّف مىكند و در جملهء اجسام عالم جسمانى تصرّف مىكند ، و هيولاى اولى جوهر بسيط معقول است كه حسّ ادراك آن نتواند كرد و آن وجود است و بس يعنى هويّت اشيا ، هر يك از موجودات وجودى دارد كه به آن وجود موجود است آن وجودى كه شامل جملهء موجودات است بر ذات موجودات سابق است و به نسبت با همهء هيولى هر يك مىشود ، و در بساطت هويّت و كميّت و كيفيّت [ 19 ] هر يك را وجود ذهنى ، و چون هويّت قابل كميّت شد جسم مطلق بامرى گشت كه سه بعد درو فرض ساز گشت يعنى طول و عرض و عمق ، و چون كميّت قابل كيفيّت شد بتثليث و تربيع و تدوير و غير آن جسم مشار اليه مخصوص شد ، و هيولى را از آن سبب جوهر منفعلى گويند كه او به خود در ، هيچ فعلى نيست