خواجه نصير الدين الطوسي

144

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

آمرزيده خواهد شد كه او تعالى غفور رحيم است ، و سخن اهل تأويل و حقيقت در اين معانى اين است آنجا كه خير و شرّ بمثقال ذرّهء جزا خواهد بود آن است كه نفس انسانى بوقت آنكه از قوّت بفعل مىآورد [ 115 ] مثل تكافى ( تكافؤ ) نور و ظلمت او چون مرد نافه مىباشد قوّت مرض و قوّت طبيعت او متكافى باشد ، مثلا برائحهء كه از غذا بمشام او رسد يا آنكه بقليل و كثير از آن تناولى كند قوّتى باز افزايد يا ضعفى روى نمايد ، هم بر اين تقدير ارتقا و انحطاط او را در درجات خير و دركات شرّ و كمال و نقصان بذرّهء اثر باشد ، و آنكه هر حسنه را ده چندان جزاست و هر سيّئه را به مقدار آن جزاست آن است كه نفس انسانى مستعدّ قبول انوار گردد و بهر درجهء كه از محسوسات بر معقولات ارتقا كند قربت او بادراك مقصد كلّى زياده شود ، و مثل او چون مردى باشد مرضى بمزاج او راه يافته ، امّا قوّت طبيعت بر قوّت مرض غالب و متزايد كه باندك مداواة و احتمال كه كند قوّتى بسيار باز افزايد ، و آنجا هم بر اين تقدير حسنات در تزايد باشد ، و امّا سيّئه كه جزاى آن هم بمانند آن باشد يعنى كه تا به آن درجه رسيدن كه كمال كلّى او را حاصل آيد آن نقصان كه لازم نفس او باشد بحسب مقدار خود اثر كند ، و آنكه سيّئات بحسنات بدل شود آن است كه روى نقصان نفس با روى كمال بيكى شود ، آنجا نقصان زائل و مرتفع شود و كمال راسخ و ثابت گردد ، و آنكه جمله گناهان آمرزيده شود آن است كه آنجا اضافات بحقائق اضافات و بحقيقت مطلق متّحد شود امكان در وجوب مستغرق گردد و اتّصال كلّى به آن مراد اوّل كه نور محض است حاصل آيد . و جملهء آيات قرآن از فاتحة الكتاب تا خاتمت آن هر يك را تأويلى هست كه اين كلمات أثرىست از آن بيان كه فرموده‌اند تا اهل حقّ و خردمندان