خواجه نصير الدين الطوسي

134

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

علميّات كرده و اضافات از حقائق كرده‌اند ، و اصحاب تأويل هر يك را معنى و حقيقتى تقرير كرده‌اند چه بجمل و چه بتفصيل و امّا جمل اين است ، اوّل شهادت آنكه خداى را بخدائى شناسى ، دويم طهارت آنكه از آئين و سنّت گذشته دست بدارى ، سوّم نماز آنكه پيوسته از خداشناسى گوئى ، چهارم روزه آنكه با مبطلان سخن بتقيّه گوئى تا پيوسته به روزه بوده باشى ، پنجم زكات آنكه آنچه خداى تعالى به تو ارزانى داشته به ديگران ارزانى دارى ، ششم حجّ آنكه دست از اين سراى فانى بدارى و طلب سراى باقى كنى ، هفتم جهاد آنكه خود را در ذات خداى معدوم كنى امّا تفصيل طهارت آنكه ميبايد كه همچنانكه ظاهر جسمانى از نجاست جسمانى به آب پاك كنند باطن روحانى را از نجاست ذاتى كه تصوّر صور معكوس است بعلم كه مثل آن به آب زده‌اند پاك كنند و اوهام و خيالات شيطانى كه بحجاب فطرت اوّلى شده است از ياد باز برند ، همچنين اللّه اكبر إنّ اكبر من أن يوصف ، يعنى او تعالى بزرگوارتر از آن است كه او را صفت كنند ، و أكبر من أن لا يوصف يعنى او تعالى بزرگوارتر از آن است كه او را صفت نكنند ، و چيزى كم و نقصان نگردد ، و لفظ أكبر بمجرّد لفظ چنان است كه [ او تعالى ] كبيرى هست از جنس او ، تعالى عن ذلك ، و او تعالى از آن كبيرتر ، و اين كفر و شرك باشد نعوذ باللّه منها و مخلص اين سخن به آن آيد كه حكم دو وجهى در اين نگاه بايد داشت ، و اين دو وجهىست كه خلق را از مبدأ و معاد يعنى اوّل و آخر چاره نيست البته از اقرار بخداى تعالى ، و اين اقرار به حكم مبدأ و نظر اوّل در اعتقاد صورتى باشد و در لفظ صفتى كه اگر