خواجه نصير الدين الطوسي

128

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

تصوّر بيست و ششم ، در ادوار شش پيغمبر أولو العزم عليهم السّلام و امامان حقّ تقدّس ذكرهم و ظهور دعوت قائم و اظهار دعوت قيامت پيغمبران را على جمعهم السّلام هر يك را وصى بوده است و نور امامت به حكم استقرار درو مستقرّ و علم نبوّت به حكم استيداع درو مستودع ، و آن وصايت از آنجا مىبوده كه امامان حقّ لذكرهم السّلام هر يك در روزگار هر پيغمبرى به حكم مصلحت مردم آن روزگار كه در آن مىديده است بوصايت آن پيغمبر ظهور ميكرده است ، وصى آدم مولانا شيث بود لذكره السّلام ، و مولانا شيث را فرزند آدم خواندند و آثار آن علم خداى تعالى آدم را بياموخت و انوار آن كلماتى كه توبهء آدم بتوسّط آن قبول افتاد خاصّ به او بود ، و آن وصايت روزگار آدم در فرزندان مولانا شيث لذكرهم السّلام برفت ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ تا نهايت عمر عالم و وصي نوح مولانا سام بود لذكره السّلام ، و مولانا سام را فرزند نوح خواندند و وصي ابراهيم مولانا ملك السّلام بود تقدّس ذكره و او لذكره السّلام را فرزند ابراهيم خواندند و وصي موسى مولانا ذو القرنين بود لذكره السّلام ، و او را مولانا هارون هم خواندند و به اين اسم مشهور است ، و چون ميبايست كه وصي موسى مولانا هارون باشد و در عهد موسى انتقال كرد و موسى آن وصيّت با فرزندان هارون ميبايست سپارد ، و مولانا هارون را دو پسر طفل بودند ، و يوشع بن نون را در كار وصايت كرد ، و سرّ ولايت بمستودعىها داشت ، تا آن وصايت با پسران هارون سپارد ، و حكم در آن آن بود تا فائدهء تعيين نصّ كه موجب بقاى خلافت است ظاهر گردد