خواجه نصير الدين الطوسي
123
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
ايشان همچنين هر دو يكى ميباشند ، امّا متعلّم و معلّم و حجّت اعظم و امام اگر كسى باشد كه نداند اين اسمها را ببايد آموختن ، و چون بياموخت به غير خودش نبايد آموختن ، اين مقام متعلّم باشد ، و كسى باشد كه نداند و ببايدش آموختن چون بياموخت به غير خودش ببايد آموختن ، و اين مقام معلّم باشد ، و كسى باشد كه بىآنكه از كسى بياموزد يعنى بىآنكه بتعليم جسمانى و اكتساب تلقينى محتاج گردد همه داند و از هيچ كسش نبايد آموخت يعنى آن علم از فيض انوار بتأييد بخاطر او متّحد شود ، به غير خودش بايد آموخت ، و اين حجّت اعظم باشد ، و كسى باشد كه از آموختن و نه آموختن منزّه ، و خداوند اين همه و بخشندهء آن معرفت كه كمال عقل به آن حاصل آيد ، يعنى مظهر كلمهء اعلىست ، و واهب المعرفة الّتى هى كمال العقل و مقصود از كار او اينكه او را بشناسند و دوست دارند و در حزب و گروه جماعت او باشند ، و آن امام لذكره السّلام باشد ، و حجّت اعظم او مظهر عقل اوّل باشد ، يعنى ظهور و اشراق عقل اوّل در او پديدار آيد ، و مثل مرتبهء او به ماه از آن روز دهاند ، همچنان كه جرم ماه به خود تاريك مىباشد و بنور آفتاب منوّر گردد و در غيبت آفتاب خليفت او باشد به مقدارى كه نور از آفتاب بحسب طاقت خودها گرفته باشد جهان را روشن گرداند ، و نفس حجّت اعظم كه به خود هيچ نداند و هيچ نباشد و بلمعات انوار تأييد امام لذكره السّلام منوّر گردد و در غيبت امام لذكره السّلام خليفت او باشد و بقوّت قبول فيض و تأييد انوار علم كه به قدر استعداد خودها گرفته باشد خلق را از امام لذكره السّلام بياگاهاند و خلائق را به امام راه نمايد و حقّ امامت امام و جماعت او با همه خلائق بحجّت و برهانى كه هيچ عاقل و منصف انكار آن نتواند كرد