خواجه نصير الدين الطوسي
118
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
است بودن تستّر و تقيّهء صعب واجب ديدهاند ، و آن فرزند جسمانى را بر روى آن فرزند كه هم بجسمانى و هم بروحانى و هم بحقيقت همچون خود او بوده است بركشيدهاند و نفاد النفس كردهاند ، و او را بنصّ شكلى به اين يك بار پوشيده ، و وقتى [ به آنكه ] نيكان گرد فضول گرديدهاند و بىرضا و اجازت ايشان در تعيين و تشخيص و سجدهء طاعت آن امام مستقرّ شروع نموده ، و خلق را همچنانكه در مقدّمه بيامد معرفت امام از آنجا كه امام است ممكن نيست ، امّا به حكم اضافه با خلق مانند ، و آن معرفت با چهار قسمت آوردهاند تا هر كس بر حسب مرتبهء وجود خود از معرفت ادبى نصيب نماند اوّل معرفت شخص او به صورت جسمانىء او ، كه در اين معرفت حيوان هم مشتركاند و خصمان را آن معرفت حاصل مىشود ، امّا اگر اين معرفت نباشد چون خواهند كه پيش او سجده كنند و ندانند كه پيش كه سجده بايد كردن و روى بر زمين بسوى كه بايد نهادن دويم معرفت اسم عامّ او و نسب جسمانىء او كه در اين معرفت مبطلان با محقّان و منافقان با مؤمنان مشترك باشد ، امّا اگر اين معرفت نباشد و خواهند كه دعا كنند و ندانند كه در دعا كرا خوانند و در استجابت و استغفار نام كه برند و سوّم معرفت امامت او و ايمان و تسليم به او كه در اين معرفت مباينت محقّ و مبطل بكلّى بميباشد و نيكان بتبرّا از اهل باطل و بدان جدا ميشوند و بتولّا در جماعت امام حقّ مىآيند و چهارم معرفت ذات او بحقيقت صفات او كه اين معرفت به تنزيه و تقديس است از ديگر معرفتها بكلّ الوجوه ، و آنجا نفوس مقدّسه و عقول منوّره را قوّت آن نيست كه بر روى آفتاب آن نور پاك باز نگرند ، بانت بلوغة الخواطر و عميت ابصار و