خواجه نصير الدين الطوسي
102
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و زمان شريعت را كه آن وقت طاعت به شرط تعيين اوقات فرمايد ، و دعوت ظاهر اعمال جسمانى و استفراق طاعت باشد در اوقاتى كه دور ستر خوانند به پيغمبر عليه السّلام خاصّ باشد و زمان قيامت را كه آن وقت طاعت برفع تعيين اوقات فرمايد دعوت با خداى و خدائى كنند و استفراق اوقات ( نه ) باشند در طاعت ، و دور كشف به امام لذكره السّلام خاص باشد و پيغمبر عليه السّلام بر سر دور مبدأ مىباشد و بمبدأ محيط بانوار أمر او تعالى بتوسّط به صورت طاعت و عبادت مشترك عامّ اضافى بخلائق ميرسد ، و چون اكثر مردم در اين عالم بأوّل وهلة از حسنهء [ حصّهء ] قبول أمر الهى محجوب ميباشند و ادراكاتشان الّا بمجالست حسّ و وهم و خيال ممكن نمىگردد و از عنايت او تعالى چنان اقتضا ميكرده است كه آن نور الهى كه معقولات مطلق است و تأييدات محقّق پيغمبران عليهم السّلام و شجر و ثمر ايشان به حكم التنزيل منزلة من تلك الدرجة محسوس و موهوم متخيّلة ميشده است ، و مردم آن را به حكم مجالست حسّ و وهم و خيال قبول ميكردهاند ، و بر آن مواظبت مىنمودهاند ، و آن قواعد و قوانين نظام جزويات مىبوده متضمن قوام كلّيّات ، مثلا صلاح عوامّ عالميان بالتزام آن امر و نواهى حاصل مىآمده و نفوس خاصّ ملّت به آن مائل و به آن وسائط مستعدّ قبول كمال مىگشته كه از عمليّات بر علميّات و از علميّات بر عقليّات ارتقا ميكردهاند و امام لذكره السّلام بر سر دور كمال مىباشد هم بمبدأ محيط و هم بكمال ، بانوار امر ابداعى ( كه ) بفرمان او ( ست ) به صورت معرفت و محبّت و طاعت و عبادت