خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : محب الاسلام )

38

على ( ع ) ميزان حق ( ميزان حق يا شرح فصل امامت از تجريد الكلام ) ( فارسى )

داستان تسلط هولاكو به « مستعصم » و زندانى شدن وى و نان ندادن به « مستعصم » و تضرع خليفه و نان خواستن از هلاكو و طبق پر از طلا و جواهرات را براى زندانى فرستادن معروف است و مشهور ، كه مستعصم گفت چرا امير مرا مسخره مىكند ؟ طلا خورده نميشود نان ميخواهم بخورم ، و جواب هلاكو كه ( چرا چيزى كه خورده نميشود خرج مملكت و لشكر خود نكردى كه با اين روز افتادى . . . ؟ ) مشهور است خواجه را چه تقصير . . . ؟ اندك مراجعه به تواريخ زمان بنى عباس خاصه آخر عمرشان و زمان خواجه و مستعصم و هلاكو علت و يا علل شكست بغداد و فتح « مغول » را آشكار مىكند چه خواجه بود و چه نبود عباسيان منقرض ميشدند و بغداد سقوط ميكرد ، و گرنه قول خداى را نپذيريد . « 1 » هرآنچه موجب سقوط آبادىهاى مسلمين از مرزهاى كشور اسلامى تا مركز بغداد شد همان علل موجب سقوط بغداد گشت . عامل سقوط بغداد مستى و بىتدبيرى خلفاى عباسى بود . درست چهل سال مىگذشت كه آتش جنگ و ويرانى از خراسان آغاز شده بود . اما خليفه عباسى در بغداد هرگز در فكر ترميم لشكر و مقابله با سپاه مغول نبود ، گويى مىگفت : « بغداد ما را بس است » . اگر به راستى يك توطئهء سرّى معيّن بين وزير و هلاكو در جريان بود بايد شيعيان بغداد از اين حمله جان به سلامت مىبردند . درحالىكه حمله به جمعيت غيرنظامى شهر آغاز شد ، تخريب و آتش زدن و هرچه توانستند كشتند و خون از ناودان‌هاى شهر سرازير شد . فقط يهود و نصارى از اين يورش جان به سلامت بردند . بغداد به سال

--> - اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 8 مائده ) . درباره خدمات بايسنقر ميرزا به عالم علم و هنر و ترويج كتاب و كتابخانه و صحافى و تذهيب و تشويق علماء و نويسندگان و آثار وى در تاريخ و دوران صفويه : رجوع شود به كتاب از سعدى تا جامى چاپ دوم ص 655 ببعد . ( 1 ) - إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً ( 16 اسرى )