محمد اشرف علوى عاملى

803

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

حادث مىنمود ، پس آن حدوث حدوثى داشت و همچنين الى غير النهاية مىرفت و تسلسل مىشد . تقرير ديگر اين است كه اگر عباد فاعل باشند در حدوث پس مخالفت ميان عبد و فعلش نخواهد بود ، و در امور عامّه گذشت در بحث علّت و معلول كه واجب است مخالفت ميان معلول و علّت به حسب ماهيّت نوعيّه باشد از جهت امتناع احتياج شىء بر نفسش ، پس عبد علّت در فعل حادث مثل باعث احداث نمىتواند شد مطلقا ، از جهت آن كه [ الف - 239 ] وجه علّت / * ب / 177 / مصحّحه از براى تعلّق علّيت حدوث است اينجا ؛ زيرا كه تأثير نيست او را در وجود يا نفس ماهيّت ، پس تأثير در حدوث وجود خواهد بود در ماهيّت ، پس اگر از عبد فعلى سر زند حادث « 1 » بايد نباشد ، و اين باطل است . و حاصل كلام آن كه مصنّف - رحمه اللّه تعالى - اشاره به جواب اين شبهه نموده به قول خود كه : « و الحدوث » الى آخره ، يعنى ممتنع است صدور حدوث امرى از ما عباد به نحوى كه گذشت . و قدماى از اشاعره گفته‌اند كه : فاعل واجب است كه مخالفت با فعل خود داشته باشد از جهتى كه متعلّق است فعل او به آن جهت كه حدوث و امكان است و ما عباد همه محدثيم پس جايز نيست فعل حدوث از ما ؛ جواب مصنّف گفته كه : فاعل اثر در حدوث كه امر اعتبارى است نمىكند و الّا موجب تسلسل مىشد . و جواب آن نيز در شرح حاج محمود واقع شده : امّا اوّلا اين كه ما

--> ( 1 ) . م : - حادث