محمد اشرف علوى عاملى
714
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
بطلان هر دو گذشت در مبحث علّت و معلول . و اين برهان قاطع است كه در كتاب عزيز بقوله - تعالى - واقع است كه ( أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ) « 1 » و اين استدلال لمّيست چنانچه علّامه - رحمه اللّه تعالى - در شرح خود تصريح نموده به اين ، از جهت آن كه از موجود كه واجب است استدلال نموده شده بر وجود واجب ، و گفته شده كه اين موجود اگر واجب است فهو المطلوب . و در آيه بودن او بر همه چيز « 2 » شاهد دليل اين شده كه اصل موجود را ملاحظه و نظر نمودن موجب اثبات واجب است كه گفته مىشود : اين موجود اگر واجب است فهو المطلوب و الّا موجب وجود علّت است ، و البته منتهى مىشود به علّت از جهت دفع دور و تسلسل . و از اين معلوم مىشود كه كافيست جهت اثبات واجب ملاحظهء موجود از عالم [ الف - 209 ] كه در همه وجود واجب هويداست و « 3 » پس دليل بودن واجب در خارج و ذهن همه اصل وجود او است ، و الّا علّت واقفى خارجى نمىدارد و واجب . پس دليل لمّ اينجا اين است كه از وجودش وجود خارجى و ذهنىاش مستفاد مىشود . و تحقيق اين مطلب در حاشيهء جدّ امجد داعى السّيّد المؤيّد مير سيّد احمد كه بر حاشيهء ملّاى خفرى بر الهيّات تجريد قلمى نموده به اين مضمون است كه جمعى كه دليل لمّى جهت اثبات واجب گفتهاند به اين نحو است كه ممكنات را ايشان اوّلا منتهى به واجب مىگيرند و مىگويند كه ممكن موجد واجبى و عالم صانعى و خالقى دارد ، نه آن
--> ( 1 ) . فصلت / 53 ( 2 ) . ن : + او ( 3 ) . كذا در نسخهها