محمد اشرف علوى عاملى

739

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

لا يلزم منه التغيّر فى ذات العالم ، بل انّما يلزمه « 1 » التغيّر فى الحضور الّذى هو لازم العلم و هو امر اضافى اعتبارى ، و هذا التغيّر جايز بالنّسبة الى الواجب » . پس مستفاد مىشود كه علم اجمالى عين ذات واجب است و علم تفصيلى حضورى كه اضافه به علم اجمالى مىشود خارج است از ذات ؛ و بتحقيق است حكم اراده موافق علم « 2 » . قال : : و يمكن اجتماع الوجوب و الامكان باعتبارين . « 3 » اين جواب از احتجاج كسيست كه نفى علم خداى - تعالى - نموده نسبت به متجدّدات ، يعنى امور متجدده پيش از وجودشان و تجدّد ايشان كه اگر خداى - تعالى - عالم باشد لازم است وجوب وجود اينها و الّا كه اگر واجب نباشد وجوب وجود متجدّدات ، پس جايز است كه موجود نشوند ، پس منقلب مىشود علم خداى - تعالى - به جهل . و اين محال است . و جواب آن است كه : اگر اراده نموده شده به وجوب وجود آنچه علم دارد خداى - تعالى - به آنها واجب بودن صدور آنها را به سبب اين علم كه اين علم علّت باشد ، اين باطل است ؛ زيرا كه خداى - تعالى - علم به ذات خود و علم به معدومات دارد با وجود آن كه اين علم موجب صدور ذاتش از او نمىشود ، و همچنين موجب صدور معدومات از او نمىشود . و اگر اراده نموده‌اند از اين وجوب ، وجوب مطابقه اين امور را با علم واجب ، پس اين صحيح است ليكن علم تابع

--> ( 1 ) . ن : يلزم ( 2 ) . م ، الف : - و بتحقيق . . . علم ( 3 ) . كشف المراد / 287 . م : الوجود