محمد اشرف علوى عاملى
727
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
و از شبههء نظّام جواب گفته شده كه محال حاصل است نسبت و نظر به سوى داعى ، و اين منافى امكان ذاتى نيست كه مقتضى صحّت تعلّق قادر است ، و مانع در داعى و باعث فعل است كه منع اصل فعل مقدور تنها مىكند ، يعنى در شأن واجب فعل قبيح صورت ندارد ، و داعى و باعثى جهت فعل در ذات او نيست ، نه آن كه او در اصل قادر اين نيست . و از شبههء بلخى جواب گفته شده كه طاعت و سفاهت دو وصفيند كه اقتضاى اختلاف اين مقدورات كه شريكند در مقدوريّت به حسب ذات نمىكنند ، بلكه بالذّات مقدور هستند هر چند به سبب امر عرضى « 1 » كه لايق به شأن قادر نيست متحقّق نشود موصوفشان . و جواب گفته است از شبههء جبائيّين به اين كه عدم حاصل مىشود هرگاه يافت نشود داعى و باعثى از براى آن ، و قادر ديگر در ايجاد آن مقدور نباشد ، پس هرگاه باعث در ايجاد ديگرى نيز باشد اختلاف در ايجاد و عدم ايجاد آن مقدور در ما بين / * الف / 162 / نخواهد بود . و علّامه - رحمه اللّه - در كتاب مناهج اليقين در بحث رابع در باب قادريّت « 2 » بارى - تعالى - طىّ تذنيب اين مذهب ايراد نمود كه : « و أمّا النظام فانّه قال : ان اللّه - تعالى - غير قادر على القبيح لأنّ صدوره عنه يستلزم الجهل او الحاجة ، و هما محالان ، فيكون الملزوم « 3 » كذلك . و الجواب [ عنه ] : الجهل و الحاجة لا زمان للوقوع لا للقدرة عليه سؤال :
--> ( 1 ) . م : امرضى ( 2 ) . م : قدريت ( 3 ) . ن : اللزوم