محمد اشرف علوى عاملى
721
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
استجماع مؤثّر با جميع آنچه لا بد است او را در مؤثريّت به اين نحو كه مؤثّر مختار مأخوذ شود با قدرتى كه مساوى باشد طرفين وجود و عدم نسبت به آن [ الف - 211 ] قادر و قادريت او متحقق باشد با تحقق داعى كه مرجّح احد طرفينش باشد ، پس در اين صورت / * ب / 160 / واجب است فصل بعد از تحقّق اين هر دو نظر به وجود داعى و قدرت او ، و نيست تنافى ميان اين وجوب و ميان امكان نظر به مجرّد قدرت و اختيار . و اين از اين قبيل است كه اگر فرض كنيم وقوع فعل را از مختار ، پس بتحقيق مىگردد آن فعل واجب از جهت فرض وقوع آن و اين منافى اختيار نيست . و در شرح ملّا على واقع است كه امكان نظر به ذات واجب است بدون اراده ، و وجوب با ارادهء فاعل است . « 1 » و در شرح حاج محمود واقع است كه وجوب فعل و تركش نظر به داعى و عدم آن است ، و امكان نظر به ذات قادر است با قطع نظر از داعى . و به اين تحقيق مندفع مىشود جميع محذورهاى اكثر متكلّمين كه گفتهاند كه قادر ترجيح مىدهد احد مقدورش را از فعل و ترك بر ديگرى بدون مرجّحى . قال : : و يمكن اجتماع القدرة على الوجود فى المستقبل مع العدم فى الحال . « 2 » اين جواب از سؤال ديگر است ، و تقرير آن اين است كه : اثر اگر حاصل است و به فعل آمده الحال ، پس واجب است در اين صورت و
--> ( 1 ) . كشف المراد / 311 . ( 2 ) . كشف المراد / 282 : و اجتماع القدرة على المستقبل مع العدم .