محمد اشرف علوى عاملى
806
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
و جواب اين است كه : نسبت خيريّت در اينجا منتفى است ، از جهت آن كه اگر شما خواستهايد كه ايمان خير است اين كه انفع است ، پس اين نيست چنين از جهت آن كه [ الف - 240 ] ايمان امر شاقّيست كه مضرّ است بر بدن و در آن خير عاجل نيست . و اگر خواسته شده از بهتر بودن ايمان اين كه بهتر است از جهت آن كه در ايمان متحقّق است استحقاق مدح و ثواب به خلاف قرده و خنازير ، پس در اين صورت ايمان خودش خير بنفسه نخواهد بود ، بلكه خير در چيزى است كه ايمان باعث آن شده و مؤدّى آن است از فعل خداى - تعالى - به عبد كه آن مدح و ثواب است ، و در اين صورت مدح و ثواب كه به سبب ايمان است بهتر و انفع خواهد بود از براى عبد از قرده و خنزير ، ليكن اين هر دو يعنى ثواب و قرده از فعل خدا است . بدان اين را كه اين شبههء بسيار ركيكى است ، و ايراد نموده مصنّف - رحمه اللّه - در اينجا از جهت آن كه بعض ثنويه ايراد نمودهاند اين شبهه را بر ضرار بن عمرو ، پس اذعان نموده و التزام جبر از اين جهت كرده و گفته است كه عباد فعلى نمىكنند ، و همه از خدا است . قال : : و الشّكر على مقدّمات الايمان . « 1 » اين كلام مصنّف - رحمه اللّه - جواب از شبههء آخرى است از اشاعره كه گفتهاند : اگر عبد فاعل ايمان باشد البتّه به ما واجب نيست كه شكر خداى - تعالى - بكنيم به جهت ايمان كه فعل خود است ، و
--> ( 1 ) . كشف المراد / 311