محمد اشرف علوى عاملى

مقدمه 80

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

آن ديار مهاجرت مىكند . « 1 » بنابر روايت‌هاى برجاىماندهء سينه به سينه ، مير محمّد اشرف در طى حمله افغان‌ها ، مردم محلّه ماربين « 2 » را كه پوشيده از درختان بسيار بوده است ، تشويق به حمايت از آن ديار مىنمايد ، و اهالى منطقه با بهره از پوشش گياهى وافر و مخفى شدن در درخت‌ها ، در پى حمله‌هاى مكرّر سپاه افغان ، آنها را شكست داده و متوارى مىسازند . پس از ختم قائله افغان‌ها و شكست آنها ، صاحب ترجمه به قصد زيارت امامزاده سيّد محمّد در آن ديار و مراجعت به اصفهان ، از آن ناحيه عبور مىكند ، وى در خلال زيارت امام‌زاده متوجّه مىگردد كه اهالى آنجا در آن زمان كه مقارن با ايّام محرّم بوده ، خضاب نموده‌اند ؛ با تفحّصى و تأمّلى در مىيابد كه شيعيان مستضعف آن سامان به رسم اجدادى خود به اين عمل مبادرت ورزيده‌اند ؛ از همين رو براى آشنايى مردم سادهء آن سامان با خاندان عترت و واقعهء عاشورا ، مراسم شبيه‌خوانى را در آن محل ترتيب مىدهد كه از آن به بعد اين عمل به رسم يك سنّت استوار در آن محلّ باقى مىماند ؛ در اين راستا - چنانچه مىآيد - فرزند وى مثنوى يعسوب‌نامه را انشاد مىكند . « 3 »

--> ( 1 ) . مقدّمه لطائف غيبيه / 21 ( 2 ) . در مرآة البلدان ج 1 / 99 چنين آمده است : « ناحيهء ماربين پنجاه و هشت پاره ديه است » اكثر در جانب غربى شهر خوزان و قرطان - [ - گورتون ] - ورنان و اندوان معظم قراى آن ، و به حقيقت اين ناحيه همچو باغى است جهت آن كه باغستان اكثر مواضع به همديگر پيوسته ، و در اين معنى گفته‌اند : ماربينى كه نسخهء ارم است * آفتاب اندر او درم درم است . شاعر در مصرع دوم به انبوهى درختان آن سامان اشاره نموده ، به طورى كه آفتاب به زمين آنجا به صورت درم درم ( به اندازه سكهء درهم ) مىافتد . ( 3 ) . جهت معرفى زندگى و آثار وى نيز بنگريد : فهرست كتب خطى / 157 - 164 ، مكارم الآثار ج