محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 65
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
تحليل و بررسى : شيوهء تعريف علم : در خلال گفتار حكماى پيشين به ظاهر فصل خاصى به چگونگى تعريف علم « 1 » اختصاص نيافته است ، ولى با توجّه به مجموع گفتههاى آنها دو روش به چشم مىخورد : 1 - تعريف از طريق موضوع علم ، بدين گونه كه با انتزاع موضوع علم ، گفتار پيرامون موضوع را تعريف علم مىدانستند ، مثلا در تعريف علم طب گفته مىشد : « علمى است كه از بدن انسان از حيث صحت و فساد مزاج گفتگو مىكند » . و يا در تعريف علم طبيعى گفته مىشد : علمى است كه از جسم و عوارض ذاتى آن گفتگو مىكند . 2 - تعريف به علل چهارگانه ، يكى از گونههاى تعريف كه در كتابهاى متأخّر علم منطق ذكرى از آن به ميان نيامده ، تعريف شىء به علل چهارگانه است ، بهمنيار در بيان اين گونه تعريفهاى حدّى گويد : « و قد يجد الشىء بجميع علله الاربع ان كانت ذاتية له ، كمن يحدّ القدوم بأنّه آله صناعية من حديد ، شكلها كذا ليقطع الخشبة نحتا . فآلة جنس و الصناعة تدلّ على المبدأ الفاعل و الشكل على الصورة و البحت على الغاية ، و الحديد على المادّة » « 2 » . بنابراين با استخراج علل چهارگانه حاكم بر شىء مىتوان به تعريف آن اقدام نمود ، لذا اگر شىء مثلا از گونهء ماديات نباشد ، در تعريف آن از علت مادى صرف نظر مىگردد .
--> ( 1 ) . در برخى از منابع تعريف علم بسان بحث تعريفات ( حد ، رسم ، خاصّه مركبه ، شرح اللفظ و شرح الاسم ) و امور تصوريّه دانسته شده ، كه گفتار سنجيدهاى نيست و معارض تعريفهاى ارائه شده در علوم مىباشد . ( 2 ) . التحصيل / 256