محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 35
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
علّامه حلّى شاگرد برجستهء اين استاد نيز با فراگيرى كتاب استاد به نزد وى به شرح آن همت گماشت و ساير كتابهاى كلامى خود را بر همين شيوه سامان داد ، جز آن كه خود نيز با طرح مباحث معرفتشناسى در آغاز كتاب نهج الحقّ « 1 » و نهاية المرام بناى عقلى آن را كاملتر ساخت . نكته قابل توجه از اين زمان به بعد گرايش كلامى يافتن فلسفه است ، چه تمام فيلسوفان پس از عصر خواجه ، همچون خاندان دشتكى ، دوانى ، باغنوى ، مير داماد ، ملا صدرا و بالاخره مكتب فلسفى اصفهان بنياد انديشهء فلسفى خود را در سير مباحث كلامى تدوين نمودند ؛ از اين رو كلام متأخّر از عصر خواجه طوسى - چنانچه در بحث مبادى علم كلام خواهد آمد - در واقع ترسيم كنندهء نظام فلسفى اسلام است گرچه متكلّمان پس از وى ، همچون ايجى ، جرجانى ، تفتازانى و غيره نسنجيده مباحث امور عامّه و جواهر و اعراض را در زمرهء مسائل كلامى طرح نمودند ، حال آن كه در بناى كلامى خواجه اين مباحث از آن فلسفه مىباشد و از مبادى علم كلام مىباشد ، و چنانچه بعدا خواهد آمد حتى در نظام عقلى علم كلام ، بحث اثبات واجب نيز خارج از حوزهء حقيقى علم كلام مىباشد ، لذا علم كلام را اشرف علوم از اين جهت دانستن نيز نادرست مىنمايد « 2 » - چه علم عرفان بيانگر اشرف
--> - مرتضى علم الهدى و شيخ طوسى بهره برده است ، ولى در ارائه آن از شيوهء خاصّ خود بهره برده است ، لذا تنها به ارائه فضائلى پرداخته كه بتواند مكمّل كبراى قياس عقلى در ظهور امامت حضرت على - عليه السلام - قرار گيرد ، از همين رو بيان وى در اين قسمت نيز به ظاهر موافق كلام قدما و بغايت از آن استوارتر است . ( 1 ) . اين بحث كه در برخى از كتب كلامى تحت عنوان « مباحث نظر » مورد بررسى است ، در كتاب علامه با اساس بنيادىترى چنين طرح شده : « المسألة الاولى : المحسوسات اصل الاعتقادات » و در پى بىآن در مسأله دوم مباحث نظر آمده است . ( 2 ) . شرح المقاصد ج 1 / 175 و المواقف / 8 اين مطلب در كتب متأخّر نيز راه يافته است ، بنگريد : -