محمد اشرف علوى عاملى
51
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
محال است . اما مقدّمهء ثانيه : كه هر متميّزى ثابت است به جهت آن كه تميز صفت ثابتهاى است از براى متميّز ، و ثبوت صفت استدعاى ثبوت موصوف مىكند . و جواب آن است كه تميّز استدعاى ثبوت عينى نمىكند كه در خارج بايد البته ثابت باشد متميّز ، و الّا چندين محال لازم مىآيد : يكى : آن كه بعضى معدوم محال است وجودش در خارج ، مثل شريك بارى و اجتماع ضدّين و غير اينها ، و متميّزند أحدهما از ديگرى ، پس اگر تميّز موجب ثبوت مىشد در خارج ، لازم بود ثبوت محال و اين باطل است . ثانى : آن كه معلوم هرگاه « 1 » مركّب مىباشد مثل جبل « 2 » مركّب از ياقوت و غيره ، و جمل « 3 » مثل جبل و بحر زيبق « 4 » و گاه معلوم اصل وجود مىباشد ، و شكّ نيست نزد جميع كه اين هر دو - يعنى مركب مذكور و اصل وجود - در عدم ثابت نيستند . ثالث : آن است كه مقدوريّت و مراد و قصد اگر مستدعى ثبوت باشد قدرت محال و منتفى مىشود ، از جهت آن كه قدرت بر ثابت حاصل « 5 » و مقرّر « 6 » نمىباشد ، و الّا تحصيل حاصل مىشود « 7 » .
--> ( 1 ) . ن ، الف : - هر ( 2 ) . ن ، الف : جمل ( 3 ) . كذا در نسخهها ( 4 ) . زيبق : جيوه ( 5 ) . ن : - حاصل ( 6 ) . الف : مقرّر و حاصل ( 7 ) . ن : - و الّا تحصيل حاصل مىشود