محمد اشرف علوى عاملى

49

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

قال : و انحصار الموجود مع عدم تعقّل الزائد . « 1 » اين برهان ديگريست كه دالّ است بر انتفاء ماهيّات در عدم بدون ثبوت آنها . و تقريرش اين است كه : مذهب نموده‌اند معتزله كه هر ماهيّت نوعيّه پس بدرستى كه ثابت است [ ب - 13 ] اشخاصش در حين عدم به نحو غير متناهى ، مثل سواد و بياض و جوهر و غير اينها از حقايق . پس الزام كرده است مصنّف - رحمه اللّه - به ايشان محال را كه لزوم غير متناهى است ، و اين از قول به عدم انحصار موجودات لازم است از جهت آن كه اين ماهيّات ثابتند در عدم و غير متناهيند ، و ثبوت عين وجود است ، از جهت آن كه منتفيست تعقّل امر زايد بر كون و وجود در اعيان ، پس ثبوت بعينه وجود در اعيان است ، پس بر ايشان لازم مىآيد قول به وجود ما لا يتناهى ، و اين قول نزد ايشان باطل است . و اگر بگردانند وجود را امر مغاير كون در اعيان ، پس اين نزاع در عبارت وجود خواهد بود ، و قولى خواهد بود به اثبات ما لا يعقل ، با وجود آن كه ما اكتفا مىكنيم در ظهور محاليّت به قول ايشان ، همين ثبوت تنها را كه كون در اعيان است ، و ايشان تسليم مىكنند از ما مفسده ثبوت را ، و براهين دالّه بر استحاله غير متناهى به نحوى كه دالّ است بر استحاله آن در وجود دالّ است بر استحاله آن در ثبوت . و قول مصنّف - رحمه اللّه - و انحصار الموجود عطف است بر « انتفاء » يعنى چگونه متحقّق است شيئيت بدون وجود با اثبات

--> ( 1 ) . كشف المراد / 33