محمد اشرف علوى عاملى

44

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

وجود است موصوف به وجود نمىشود . مسألهء عاشره در اين است كه وجود مخالف غيرش است « 1 » از معقولات ، و منافاتى با معقولات ديگر ندارد قال : فتحقّق مخالفته للمعقولات . « 2 » چون نسبت تضادّ و تماثل ما بين وجود و غيرش از معقولات منتفى شد ، پس واجب شد ثبوت مخالفت ميان آن و باقى موجودات ، از جهت آن كه قسمت حاصر است ميان دو معقول در اينها ، هرگاه نفى « 3 » از ضدّ و مثل شد ، باقى مىماند مخالفت تنها و لهذا اين را نتيجه ما سبق نموده و گفته : پس متحقّق است مخالفت و مباينت ميان وجود و ساير معقولات . ليكن مصنّف - رحمه اللّه تعالى - به اين حصر قائل نيست به نحوى كه در مبحث تقابل و مقدّم بر آن معلوم مىشود ، پس حمل كلام مصنّف بر اين معنى حصر به نحوى كه شرّاح كرده‌اند ، باطل است . و حمل كلام مصنّف ممكن است بر اين شود كه اين كلام از جهت دفع توهّم متوهّم اين است كه مخالفت مر معقولات كه - شامل [ الف - 12 ] تضادّ و تماثل است ، به رفع اينها رفع نمىشود ، و مخالفت وجود منتفى نمىشود ، پس تصريح كرده بتحقيق مخالفت كه بدون اين دو قسم نيز مخالفت باقى مىباشد .

--> ( 1 ) . م ، الف : مخالف غير خودش ( 2 ) . كشف المراد / 31 ( 3 ) . ن : + ما بقى