محمد اشرف علوى عاملى

42

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

و أيضا چون وجود عارض جميع موجودات از ذهنى و خارجى مىشود ، و هيچ يك از ضدّين عارض صاحبش نمىشود ، پس وجود ضدّى ندارد ، و مقابله وجود مر عدم را تقابل ضدّين نيست ، چنانچه تحقيقش مستدلا در مبحث نفى معدوم مذكور مىشود ان شاء اللّه - تعالى - بلكه تقابل وجود با عدم تقابل سلب و ايجاب است ، اگر اين هر دو مطلقا بدون قابليّت امر وجودى ملاحظه شود ، و الّا تقابل عدم و ملكه خواهد بود . مسألهء تاسعه در اين است كه مثل از براى وجود نيست قال : و لا مثل له . « 1 » مثلان دو ذات وجوديّه‌اند كه هر يك جاى ديگرى توانند بود ، و معقول هر دو امر واحدى باشد به حيثيّتى كه اگر سبقت نمايد واحدى در ذهن بعد از واحدى ، مكتسب نشود از ثانى ، مگر آنچه از اوّل مكتسب شده بود ، و وجود ذات نيست پس مماثل چيزى نيست ، و معقولى مساوى آن در تعقّل نيست به معنى مذكور به جهت آن كه هر معقولى كه ملاحظه مىشود / * ب / 8 / مغايرى با وجود در تعقّل دارد . گفته نشود كه در كلّى بودن و جزئى بودن وجود مساويند در معقوليّت ، يعنى مفهوم جزئى و كلّى آن مثل هم‌اند در اين معنى كه هر

--> ( 1 ) . كشف المراد / 30 : له