محمد اشرف علوى عاملى

36

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

بعضى به اين معنى حمل شده بعيد است . و در اين صورت - يعنى موافق شرح حاج محمود - نمىتوان گفت عين مستدرك است ، به جهت آن كه اگر گفته شود كه وجود نيست امرى كه به آن حاصل شود ماهيّت ، بلكه اصل حصول است ، يعنى در هر ظرف كه باشد از خارج و ذهن . پس مدّعاى حاج محمود كه نفى انحصار به وجود خاص و اثبات عام و مطلق وجود است بدون لفظ « عين » نمىرسد ، و احتياج به لفظ عين هست كه گفته شود كه وجود باعث حصول ماهيّت در عين فقط نيست ، بلكه خود حصول است در عين ، يعنى خارج و ذهن همه . و ليكن در حلّ حاج محمود تقدير لفظ « فقط و بل الحصول مطلقا » بايد منظور باشد كه در كلام نيست . و ممكن است كه مراد از « عين » نفس الامر باشد كه شامل ذهن و خارج باشد و به مؤيّد اين كه بعضى تصريح نموده‌اند كه ذهن از امور خارجيّه است ، و آنچه در آن باشد نيز چنين است ، اين مجمل اقرب مىنمايد بدون استدراك ، و اللّه اعلم . مسألهء سادسه در اين كه « 1 » وجود را تزايد و اشتداد نيست قال : و لا تزايد فيه و لا اشتداد . « 2 » رفته‌اند قومى به اين كه وجود قابل زيادتى و نقصان است ، و در اين

--> ( 1 ) . ن : + ماهيت ( 2 ) . كشف المراد / 29