محمد اشرف علوى عاملى

33

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

كون در عقل ايضا وجود عقلى است ، چنانچه كون در خارج وجود خارجى است ، بلكه به اين معنى كه عقل شانش آن « 1 » است كه ملاحظه كند ماهيّت را وحدها بدون ملاحظه وجود و عدم ، و عدم اعتبار چيزى نيست [ مگر ] اعتبار عدم آن چيز . قال : فزيادته فى التّصوّر . « 2 » اين كلام نتيجه ما تقدّم است . يعنى قيام وجود به ماهيّت من حيث هى هى متعقّل در ذهن و در تصوّر است ، نه در وجود خارجى ؛ به جهت آن كه ماهيّتى در اعيان منفرد / * ب / 6 / از وجود نمىباشد ، پس زيادتى وجود بر ماهيّت در خارج نيست ، بلكه در نفس الامر است كه متصوّر شده ، و از قبيل سواد در جسم نيست كه در خارج ممتاز باشد . مسألهء رابعه در انقسام وجود است به ذهنى و خارجى قال : و هو ينقسم الى الذّهني و الخارجى ، و الّا بطلت الحقيقة . « 3 » اختلاف نموده‌اند عقلا در وجود ذهنى ، جمعى نفى وجود ذهنى نموده‌اند و گفته‌اند : منحصر است وجود در خارجى . و محقّقون اثبات وجود ذهنى نموده‌اند . و مصنّف استدلال نموده بر وجود ذهنى به اين نحو كه قضيّه حقيقيّه حقّ است قطعا ، و قضيّه حقيقيّه قضيه‌اى است كه موضوع آن

--> ( 1 ) . الف : اين ( 2 ) . كشف المراد / 27 ( 3 ) . كشف المراد / 28