محمد اشرف علوى عاملى
26
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
ماهيّات است ، [ 3 ] : يا خارج از ماهيّات است . و اوّل باطل است ، و الّا ماهيّات مع خصوصيّات بايست متّحد باشند از جهت اشتراك در وجود . و ثانى باطل است به جهت آن كه اگر جزء ماهيّات باشد اجزاء آن غير متناهى خواهد بود ، از جهت آن كه هرگاه وجود جزء ماهيّات باشد چون اعمّ امور است در ذاتيات مشتركه البته ذاتى « 1 » و جزء خواهد بود ، پس جنس بايد باشد ، و هر جنس محتاج است به فصل موجودى و البتّه وجود جزء آن فصل نيز خواهد بود ، و در آنجا نيز جنس / * الف / 5 / خواهد بود ، و آن جنس نيز محتاج است به فصلى كه باعث تميز شود ، پس همچنين غير متناهى اجزا خواهد داشت . و در شرح حاج محمود نيز چنين واقع شده است كه : « الوجود ان كان جزءا للماهية لكان جنسا لها فيحتاج الى فصل يحصّل وجوده ، و هو لكونه معنى جنسا يحتاج الى فصل آخر هكذا الى غير النهاية . » « 2 » و من بعد بيان بطلان و محال بودن غير متناهى خواهد آمد . و ايضا اين معنى مستلزم تركّب واجب الوجود مىشود ، به جهت آن كه هرگاه در همه ماهيّات جزء باشد وجود ، پس در هر موجود چنين خواهد بود ، و موجب فساد خواهد شد ، و واجب الوجود ممكن خواهد بود به سبب احتياج در « 3 » تحقّق به اجزا . و أيضا مستلزم انتفاء حقايق اشياء مىشود به جهت آن كه لازم
--> ( 1 ) . ن : - در ذاتيات مشتركه البته ذاتى ( 2 ) . ن ، الف : - و در شرح حاج . . . آخر ( 3 ) . ن : - احتياج در